خواهيد گفت كه بايد صلاة را تصوّر كند ، چرا كه صدور حكم بدون تصوّر موضوع ممكن نيست و يا عرض بدون معروض محال است .
پس ناگزير است كه صلاة را تصور كرده و سپس امر « صلّ » را برآن بار كرده . حال اگر از شما سؤال شود كه تصوّر صلاة توسط مولى ، صلاة با نيّت بوده و يا بىنيّت ؟
اگر بگوئيد صلاة بىنيت بوده كه موضوع محرز نشده و ناتمام است چون عبادت بىقصد قربت عبادت نيست . اگر بگوئيد صلاة با نيت بوده كه نمىشود چون نيّت مربوط به مكلّف است و قبل از امر محال و به عبارت ديگر تشريع .
حال بفرمائيد صلاة تمامعيار با قطعنظر از امر مولى معقول و متصوّر است ؟
خواهيد گفت : خير ، صلاة با قطعنظر از امر يا ملعبه است يا تشريع .
در نتيجه بايد گفت اين امر است كه صلاة را درست مىكند .
حال دوباره از شما مىپرسيم كه پس چگونه صلاة را تصوّر نموده و امر « صلّ » را برآن بار فرموده ؟
آيا نماز را با جميع مقارنات معتبره در آنكه قصد قربت نيز يكى از آنهاست تصوّر نموده و سپس امر را روى آن برده است .
و يا اينكه از مجموعهء مقارنات كه يازدهتاست ، نماز را با ده تا از مقارنات و بدون قصد قربت تصور كرده است ؟ اگر بگوئيد با تمام مقارنات تشريع است و اگر بگوئيد با برخى مقارنات ، موضوع متحقّق نيست .
حال همان جوابى كه شما در احتط داديد عينا در « صلّ » نيز مطرح است . يعنى عبادت قبل از امر تشريع است نه عبادت و بدون نيت غير معقول است و غير عبادت .
* چرا در تمام مطالب گفته شد قصد قربت را نمىتوان قبل از امر تصوّر كرد ؟
زيرا فى المثل از 11 مقارن در نماز ، 10 تا علّت ( صدور ) امراند و يكى كه قصد قربت است معلول امر است حال تصوّر آنى كه معلول امر است قبل از امر محال است . به عبارت ديگر :
از يازده تا مقارن 10 تا شرط مأمور به است و يكى شرط امتثال از جانب مكلّف . خلاصه شيخ در اين جواب نقضى مىفرمايد : و الحلّ الحلّ .
يعنى : هر طورى كه در اوامر حقيقيّه عبادت را درست مىكنيد در اطاعتهاى حكميه هم عبادت را همانطور درست كنيد .
* مقدمة بفرمائيد احتياط به چه معناست ؟
1 - بهمعناى حقيقى كلمه انجام عمل است به انگيزه احتمال مطلوبيّت .
2 - و بهمعناى اعم كلمه ، انجام ذات العمل است بدون قصد قربت .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٩٢