پاسخ حلّى شيخ به اشكال دور در سخن شهيد
مراد از احتياط و اتّقاء در اين اوامر ( تنها ) پيكره و مجسمهء عمل است ( به نحوى كه ) مطابق با عبادت ( مورد نظر مولى ) باشد از تمام جهات به جز قصد قربت .
پس معناى احتياط در نماز انجام نماز است با تمام آنچه در آن لحاظ شده است به جز قصد قربت ( چرا كه قصد قربت مراد امر نبوده ) .
پس اوامر احتياط تعلّق مىگيرند به شكل ( و پيكرهء ) عمل و در اين هنگام است كه مكلّف قصد مىكند تقرّب به خدا را به سبب اطاعت از اين امر .
و از اينجا ( و روى اين محاسبات است ) كه جهت مىيابد فتواى ( مجتهد ) به استحباب اين فعل ( و مىگويد : دعا عند الهلال مستحب است و كلمه احتياط را نمىآورد ) ، اگرچه مقلّد نمىداند كه اين فعل ( دعا عند الهلال ) از جمله امورى است كه مجتهد در عبادت بودنش شك نموده ( سپس اصل برائت جارى كرده و بعد از امر احتط استفاده نموده است ) و انجام ندهد ( مقلد ) اين فعل را به انگيزهء احتمال مطلوبيّت ( و بلكه به قصد استحباب به جاى آورد ) .
و اگر اراده شده باشد از احتياط در اين اوامر ، معناى حقيقى آن يعنى انجام فعل به قصد احتمال مطلوبيّت ، براى مجتهد جايز نيست كه فتواى به استحباب دهد مگر با مقيد كردن انجام فعل به انگيزهء احتمال ( بگويد به قصد احتمال اتيان كنيد ) تا اينكه عنوان احتياط برآن صدق نمايد ، در صورتى كه سيرهء اهل فتوى بر خلاف اين است ( يعنى اسم احتياط را نياورد ، و به جاى آن مىنويسند استحباب ) .
پس معلوم مىشود كه مراد ( از امر احتط ) انجام ( پيكرهء ) عمل است با تمام مقارناتى كه در آن لحاظ شده است .