( تشريح المسائل )
* مراد از ( و يحتمل الجريان بناء على انّ هذا المقدار من الحسن العقلى . . . ) چيست ؟
نظر نهايى شيخ است بر مبناى سوم كه انجام عمل به مجرد احتمال مطلوبيت بود و لذا مىفرمايد :
حق اين است كه بگوييم :
عباديت يك عمل دائر مدار امر فعلى و قصد امتثال آن امر نيست ، بلكه كافى است كه ما احتمال بدهيم كه انجام فلان عمل مطلوب مولى بوده و تركش مبغوض اوست .
در اينجاست كه مىتوانيم عمل مزبور را به انگيزهء همين احتمال انجام دهيم و آن عمل مقرّب باشد و اين معناى احتياط است .
پس در تعبّديات هم احتياط ممكن و حسن است .
* نكتهء قابل توجه در اينجا نظر شيخ چيست ؟
اين است كه اينجا عبادت را به داعى امر انجام ندادم كه تشريع شود ، بلكه به احتمال الامر انجام مىدهم ، و در عبادت احتمال امر كافى است و لذا احتياط در اينجا تمام است چرا كه اگر دعاء را به قصد قربت اتيان كرده چيزى از آن كم نگذاشته تا بدهكارى داشته باشد .
* پس مراد از ( و لذا استقرّت سيرة العلماء . . . ) چيست ؟
ارائه شاهدى بر مطلب فوق و نظر نهائى شيخ است مبنى بر اينكه :
با مراجعه به سيره علماء و صلحا متوجه مىشويم كه هم بر اين طريقه فتوى دادهاند و هم خود به آن عمل كردهاند فى المثل مدتها عبادتى را انجام دادهاند لكن در اثر برخورد به يك روايت ضعيف و يا يك فتواى نادرى كه در آن آمده فلان جزء و يا فلان شرط نيز در عبادت معتبر است ، تمام عبادت را اعاده مىكردهاند . اگرچه امر مزبور امرى محرز نبوده است . ولى به احتمال اينكه شايد آن جزء و يا شرط مزبور دخيل در عبادت بوده باشد ، رعايت احتياط مىنمودند . پس انجام عمل به داعى احتمال مطلوبيت در عباديت عبادت كافى است و اين همان احتياط است .
* اگر گفته شود سلّمنا كه عباديت دائر مدار امر فعلى و قصد امتثال آن امر باشد ولى ما در لسان قرآن آياتى داريم كه ما را امر به تقوى نموده و مىفرمايند كه :
فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ
بدين معنا كه حد اكثر تقوا را داشته باشيد و حد اكثر تقوى به اين است كه مشتبه الوجوب را هم انجام دهيم و نيز رواياتى وجود دارد كه امر به احتياط كرده است مثل احتط لدينك ، حال چه اشكال دارد كه محتمل الوجوب عبادى را نيز به قصد امتثال اين اوامر انجام دهيم ؟ شيخ چه پاسخ مىدهند ؟
شيخ پاسخ مىدهد كه :