- احتياط حسن است عقلا .
- از حسن احتياط كشف مىكنيم امر مولوى را شرعا .
پس : عبادت محتمله را به قصد اين امر استكشاف شده ، انجام داده احتياط محقّق مىشود .
در نتيجه احتياط هم در تعبّديات صحيح است هم در توصليّات .
* پاسخ شيخ به اين راه حل و يا اشكال چيست ؟
آن را صحيح و يا تمام نمىداند چرا كه آيا وقتى عقل در موردى گفت حسن ، شارع هم فرمود آن را اتيان كن ، اين امر شارع مولوى است و يا ارشادى خواهيد گفت ارشادى . چرا ؟ زيرا :
- هر امرى كه روى معلولات برود ارشادى است .
- احتياط معلول تكاليف است ( چرا كه اگر واجب و يا مستحبى نباشد ، احتياط معنايى ندارد ) .
پس : احتياط امر ارشادى است .
حال :
- احتياط امر ارشادى است .
- امر مولوى مستلزم قصد قربت است و نه امر ارشادى .
پس : امر ارشادى مستلزم قصد قربت نيست .
* عبارت اخراى پاسخ شيخ چيست ؟
مىفرمايد : همانطور كه
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ *
اوامر شرعيّه ارشادى هستند و اطاعت و عصيان مستقل ندارند .
همينطور هم اين اوامر شرعى به احتياط و انقياد نيز كه شما از راه ملازمه به دست مىآوريد ارشادى بوده و اطاعت و عصيان مستقل ندارند .
و همانطور كه اطاعتهاى حقيقيه از قبيل صوم و صلاة . . . با اوامر اطاعت در اطيعوا اللّه عباديت نيافتهاند و عباديت آنها از ناحيه امر ديگرى مثل صلّ و با اجعل صلاتك به قصد القربة مىباشد .
همينطور هم اوامرى مثل امر به احتياط كه شما از راه ملازمه كشف كرديد سبب عباديت ، عبادت نمىباشند ، بلكه عباديت عمل از ناحيه يك امر واقعى است و نه اين امر استكشاف شده .
در نتيجه اين امر به احتياط اثرى نداشته و نمىتوان عمل را به قصد امتثال اين امر انجام داد .
* حاصل نظر شيخ دربارهء رجحان احتياط در محتمل الوجوب عبادى تا به اينجا چيست ؟
تقويت اين نظر كه جريان احتياط در محتمل الوجوب عبادى هيچ حسن و رجحانى ندارد .