* مراد از عبارت ( و ما ذكرنا من ترتّب الثواب على هذا الفعل لا يوجب تعلّق الامر به . . . ) چيست ؟
پاسخ به اولين راه حل پيشنهادى است مبنى بر اينكه :
1 - شما گفتيد : احتياط ثواب دارد .
2 - ما مىگوييم : ثواب فرع بر امر است و لذا از راه ترتّب ثواب كشف مىكنيم يك امور مولوى استحبابى را .
در نتيجه عمل را به قصد امتثال آن امر انجام مىدهيم . پس ما مىتوانيم دعاء عند رؤيت الهلال را به دليل كشف اين امر مولوى به قصد قربت انجام دهيم .
* پاسخ شيخ به اين راه حلّ چيست ؟
اين است كه :
1 - آن ثوابى كه ما گفتيم موجب كشف يك امر مولوى نبوده و مربوط به امتثال امر به احتياط نمىباشد ، بلكه به خاطر نفس عنوان احتياط بما هو احتياط و اطاعت حكميه است . به عبارت ديگر :
ثواب در اينجا تفضّلى است و موضوعش احتياط است يعنى :
- هركجا كه احتياط محقّق شود اين ثواب هم محقّق مىشود و هركجا كه احتياط محقّق نشود ثوابى هم وجود نخواهد داشت .
- احتياط به دليل تحقّق موضوع در توصّليات ممكن و در تعبّديات به دليل عدم تحقّق موضوع غيرممكن است .
پس : احتياط در توصّليات راجح و داراى ثواب و در تعبديّات غيرممكن و بدون ثواب است .
2 - چون اتيان العمل در اينجا با قصد قربت انجام شود تشريع و بدون قصد قربت انجام شود ملعبه است ثوابى در كار نيست ، چرا كه استحقاق ثواب فرع بر وجود امر منجّز است و ما در اينجا فاقد چنين امرى هستيم .
نكته : اين پاسخ اصلى و اساسى شيخ به اين راه حل نيست و پاسخ اصلى را بعدا خواهند داد .
* مراد از عبارت ( و دعوى انّ العقل اذا استقلّ بحسن هذا . . . ) چيست ؟
پاسخ شيخ به دومين راه حل و پيشنهادى است كه ادّعا مىكند كه :
1 - قبول داريد كه عقل در رجحان و حسن احتياط ( يعنى عمل محتمل الوجوب ) مستقل است .
2 - قبول داريد كه كلّما حكم به العقل حكم به الشرع .
پس : وقتى عقل احتياط را تحسين كنيد ، مستلزم اين است كه شرع بدان امر نمايد .
به عبارت ديگر :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٨٤