بنابراين اگر كسى فى المثل شك كند كه شرب تتن حلال است يا حرام و يا دعاء عند رؤيت الهلال واجب است يا نه ؟ يجب الاحتياط .
* مراد از عبارت ( لا يقال : بقى هنا اصل آخر و هو . . . ) چيست ؟
اشكالى است بر جناب محدّث مبنى بر اينكه :
ما نيز قبول داريم كه پس از اكمال دين همهء وقايع تبيين شده است و لكن اصل ديگرى داريم به نام اصالة الموافقه يعنى اصل اين است كه خطاب وارده از شارع در فلان واقعه موافق و مطابق با همان اصل برائت است و لذا پس از اكمال دين هم مىتوان از برائت اصليّه استفاده نمود .
* پاسخ جناب محدّث به اشكال مزبور چيست ؟
مىفرمايد : اين سخن و اشكال شايستهء هيچ عاقلى نيست ، چرا كه ما :
1 - احكام الهى دائر مدار مصالح و مفاسد است .
2 - مقتضيات حكمتها يكسان نيست ، گاهى مقتضى وجوب و گاهى مقتضى حرمت است لذا نمىتوان گفت : الاصل موافقة ما صدر من الشارع لما حكم به العقل من البراءة .
به عبارت ديگر اگر حكمت فعل مصلحت ملزمه باشد واجب مىشود و اگر مفسدهء لازم الاحتراز در آن باشد ، حرام .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٦٣