1 - در شرب تتن احتمال قبح ذاتى مىدهيم .
2 - قبح ذاتى مستلزم حرمت شرعى نيست .
3 - بيانى هم كه در حرمت تتن از شارع نرسيده .
4 - قبل از اكمال دين هم كه شرب تتن حلال بود .
در نتيجه برائت حاصل شده مىگوئيم همانطور كه قبلا حلال بود اكنون هم حلال است .
و يا فى المثل اگر شك كند كه دعاء عند رؤيت الهلال واجب است يا نه ؟ مىگويد :
احتمال داده مىشود كه دعاء داراى حسن ذاتى باشد .
سلّمنا كه حسن ذاتى داشته باشد از كجا كه چنين حسنى عند الشارع مؤثر باشد .
فيظنّ به اينكه دعاء عند رؤيت الهلال ليس بواجب ، فالاصل ، البراءة الأصليّة .
* چرا به نظر استرآبادى اماميه و معتزله نمىتوان در هنگام شك از برائت اصليه استفاده كنند ؟
زيرا هم حسن و قبح ذاتى را قبول دارند هم ملازمهء ميان حسن و قبح عقلى و حكم شرعى را .
فى المثل اگر شك پيدا كنند كه شرب تتن حلال است يا حرام ؟ مىگويد :
احتمال مىدهيم كه شرب تتن قبح ذاتى داشته باشد
ميان قبح ذاتى ( حكم عقل ) با حكم شرع ملازمه وجود دارد .
پس : همانطور كه شرب تتن عقلا قبيح است شرعا هم قبيح است و در نتيجه حرام .
و يا فى المثل اگر شك كند كه دعاء عند رؤيت الهلال عند الشارع واجب است يا نه ؟ مىگويد :
درست است كه از جانب شارع وجوبى نرسيده لكن :
- احتمال داده مىشود كه دعاء عند رؤيت الهلال مصلحت ذاتيه داشته باشد .
- آنچه عقلا مصلحت ذاتيه دارد شرعا هم داراى مصلحت ذاتيه است .
پس : دعا عند رؤية الهلال داراى مصلحت ذاتيه است عند الشارع .
به عبارت ديگر : هركجا عقلا احتمال مصلحت يا مفسده در فعلى برود براساس قانون ملازمه شرعا هم احتمال وجوب و حرمت مىرود . در نتيجه هرگز ظنّ به برائت سابقه پيدا نمىشود و با اين شرايط ظنّ به نفى تكليف واقعيّه پيدا نمىشود .
* خلاصهء مطلب و مراد جناب استرآبادى چيست ؟
اين است كه اخباريين و اشاعره كه قادر بر تمسّك به برائت اصليّه بودند مربوط به قبل از اكمال دين بود ، لكن پس از اكمال دين قادر بر چنين استفادهاى نيستند ، چرا كه عدم الوجدان دليل بر عدم الوجود نمىباشد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٦٢