تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠

( تشريح المسائل )

* مبناى اشاعره پيرامون حسن و قبح عقلى و ملازمهء حكم عقل با حكم شرع چيست ؟ اين است كه اشياء و افعال حسن و قبح ذاتى ندارد يعنى هيچ فعلى ذاتا و با قطع‌نظر از بيان شارع حسنى ندارد و يا اينكه ذاتا قبحى ندارد بلكه هر چيزى را كه شارع تحسين كرد حسن است و هرچه را كه تقبيح نمود قبيح است به عبارت ديگر : كلّما حسّنه الشارع و أمر به فهو حسن و كلّما قبّحه الشارع و نهى عنه فهو قبيح فى المثل : ظلم ذاتا قبيح نيست لكن چون شارع آن را ناپسند شمرده ، ناپسند و قبح است . عدل ذاتا حسن نيست لكن از آنجا كه شارع آن را تحسين نموده حسن است . پس زمام حسن و قبح افعال و امور در يد شارع است . * مبناى اخباريين شيعه پيرامون حسن و قبح عقلى و ملازمهء حكم عقل با حكم شرع چيست ؟ اين است كه اشياء و افعال حسن و قبح ذاتى دارند و لكن ملازمه‌اى ميان حكم عقل و حكم شرع وجود ندارد . به عبارت ديگر اينجا مىگويند : ممكن است چيزى ذاتا قباحت داشته باشد و لكن اين امكان وجود دارد كه شارع به اين قبح اعتنائى نداشته باشد و انجام آن را نيز واجب دانسته باشد . و يا اينكه چيزى ذاتا حسن و پسنديده باشد و لكن شارع آن را حرام كرده باشد چرا ؟ زيرا كه احكام خدا تابع مصالح و مفاسد ذاتيّه نيست ، بلكه تابع مشيت اوست به عبارت ديگر مىگويند : اين‌گونه نيست كه اگر عقل ما فعلى را حسن دانست مستلزم اين باشد كه شارع هم آن را واجب كرده ، بدان امر كند . * مبناى شيعه و معتزله پيرامون حسن و قبح ذاتى و ملازمهء حكم عقل و حكم شرع چيست ؟ اين است كه اشياء و افعال ذاتا داراى حسن و قبح‌اند و ميان حكم شرع و حكم عقل ملازمه برقرار است . * برائت اصليه و اصل برائت از وجوب و حرمت از نظر قدماء حجت است يا نه ؟ از آنجا كه اصل برائت را از امارات ظنيّه مىدانستند و به حكم عقل و به مناط ظنّ به‌واقع آن را حجّت مىدانستند و لذا قبل از آمدن شريعت عقل حكم مىنمود به اينكه در فلان امر آزادى و الاصل فى الاشياء الاباحه . حال پس از آمدن شريعت اگر شك كنيم كه آيا فلان عمل كه قبل از آمدن شريعت مباح بود همچنان مباح است و فعل و ترك آن مساوى است و يا تحريم شده يا واجب ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 160 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى