تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
حاصل مطلب اينكه : حضرات اخبارى همان‌طور كه در شبههء تحريميّه قائل به وجوب احتياط بودند ، در برخى از شبهات وجوبيه هم قائل به وجوب احتياط بوده‌اند لكن مشهور ميان اصوليين و اخباريين اتفاق بر عدم وجوب احتياط است . * مراد شيخ از ( و لكنّه رحمه اللّه فى مسألة وجوب الاحتياط . . . ) چيست ؟ اين است كه اگرچه مشهور نظر اخباريها در شبههء وجوبيّه ، اصل برائت است لكن از عبارات برخى بزرگان آنها استفاده مىشود كه اين حضرات حتى در شبههء وجوبيّه هم قائل به احتياطاند و به‌عنوان شاهد دو عبارت از آنها را نقل مىنمايد . * مراد از ( انّ منه ما يكون واجبا و منه ما يكون مستحبا ) چيست ؟ اين است كه جناب بحرانى پس از اعتراف به حسن احتياط در تمام موارد شبهه فرموده : احتياط بر دو قسم است : احتياط واجب ؛ احتياط مستحب . * حاصل مطلب در ( فالاوّل . . . الخ ) چيست ؟ تبيين موارد است كه به نظر محدث بحرانى احتياط در آنها واجب است : 1 - تمام موارد شبهات حكميه چه وجوبيّه باشد و چه تحريميّه كه منشأ شبهه در آنها : الف ) فقدان نصّ باشد مثل دعاء عند رؤيت الهلال و يا شرب تتن و . . . ب ) اجمال نصّ باشد مثل امر مردّد ميان وجوب و استحباب و نهى مردّد ميان حرمت و كراهت . ج ) تعارض نصين باشد مثل اينكه احد الدليلين دلالت كند بر حرمت و ديگرى بر كراهت . 2 - و موارد شبهات مردّد مثل اينكه نمىدانيم آيا غناء در مراثى نيز داخل در غناء حرام است يا نه و مثل خمر بىخاصيت كه شك داريم و نمىدانيم كه مصداق الخمر و حرام مىشود يا نه . 3 - و نحو ذلك مثل مواد علم اجمالى كه احتياط در آنها واجب است مطلقا چه در موضوعات و چه در احكام ، البته احتياط مطلقا در موارد شبهات حكميه واجب است بنا بر اينكه منكر و نافى اصالت البراءة اصليه شويم . * حاصل مطلب در عبارت ( و الثانى كما اذا حصل الشك . . . ) چيست ؟ تبيين مواردى است كه به نظر ايشان احتياط در آنها مستحب است : 1 - تمام موارد شبهات موضوعيه ، چه وجوبيّه باشند و چه تحريميّه مثل جائزه‌اى كه سلطان ظالم به طرف مىدهد و از يك طرف احتمال داده مىشود كه غصبى و يا از مال حرام باشد و از طرف ديگر ( يد ) در اينجا امارهء ملكيّت است . در اينجا تا زمانى كه حرمت چنين مالى شرعا ثابت نشود شخص حق ارتكاب دارد و مىتواند از آن استفاده كند هرچند احتياط خوب و مستحب است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 156 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى