تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
نه ، ربطى به تفصيل شما يعنى احتياط كردن جاهل در شبهه حكميه و احتياط نكردنش در شبهه موضوعيه ندارد ، چرا ؟ زيرا كه : 1 - جاهل به احكام واقعيّه در صورت امكان بايد مجهولش را از امام عليه السّلام سؤال كند و در زمان غيبت به فحص در ميان امارات بپردازد و اگر به يأس رسيد معذور است و الّا در صورت ارتكاب به حرام و يا عدم ارتكاب به واجب معذور خواهد بود . 2 - اينكه در صورت تعذّر و بعد الفحص و اليأس احتياط واجب است ، خير ، وجوب سؤال عند التمكّن مستلزم وجوب احتياط عند التعذّر نمىباشد . ثانيا : جاهل به موضوعات نيز شرعا معذور است چه تمكّن از سؤال داشته باشد يا نه ، درهرصورت حق ارتكاب دارد ، چرا ؟ زيرا : در شبهات موضوعيه فحصى لازم نيست چه از امام عليه السّلام و چه از غير امام ، چون عدم الفحص ما در شبهات موضوعيه عامل از ميان رفتن احكام نمىشود و احكام محفوظاند . فى المثل الخمر حرام يك قانون است ، حال ما بدانيم فلان ظرف خمر است يا نه پاك است يا نجس ، ضربه‌اى به قانون مزبور وارد نشده و به حال خود باقى است . * جاهل به حكم براى تفحص و دست‌يابى به حكم به چه اماراتى بايد رجوع كند ؟ اگر مقلّد است امارهء او فتواى مجتهد و مرجع اوست . و اگر مجتهد است ، ادلّه و احكام امارهء اوست . * اگر احتياط واجب نيست پس چرا سؤال عند التمكّن واجب است ؟ زيرا احكام واقعيّه‌اى كه خدا وضع نموده از بندگانش مىخواهد و راضى نيست كه بندگانش در دست‌يابى به احكام واقعيّه تلاش نكنند چرا كه احكام از بين مىرود . * پس مراد شيخ از ( و امّا مسألة مقدار معلومات الامام عليه السّلام . . . الخ ) چيست ؟ اين است كه مطلب جناب محدّث عاملى كه فرمود : علم ائمه عليهم السّلام به جزئيات و وقايع خارجيه معلوم نيست و يا معلوم العدم است و به فرض وجود چنين علمى ، كيفيت علم آنها به جزئيات و وقايع آيا ارادى است كه كلّما أرادوا شاءوا علموا ؟ و يا به مجرد التفات و توجه به چيزى و لو بدون اراده و نخواسته آگاه مىشوند و علم پيدا مىكنند ؟ و يا اينكه علمشان مثل علم حقّ علمى حضورى است به همهء جزئيّات و واقعيات خارجيه يك اظهار نظر عقلى ناقص است و لذا در اين مسئله بايد از كلام خود معصومين كمك بگيريم ، اگرچه از روايات وارده در اين باب مطلب مطمئن‌كننده‌اى به دست نمىآيد . * نظر شما پيرامون علم ائمه عليهم السّلام چيست ؟