مىشود و امر بين الامرين بىترديد روشن است و حقيقت قول معصوم كه مى فرمايد : بين الامرين اوسع است از ميان زمين تا آسمان هويدا است .
قول به تفويض باطل است براى آنكه بنده در سيزده مادهء زندگى خود و محيط خود زير سرپرستى مطلق خدا است و آنى از آن جدا نيست و نمى توان او را ماشين خودكار بلكه نيمه خودكار خواند .
قول به جبر باطل است زيرا اختيار كه كليد اراده و انجام كار است در خميرهء وجود انسان تعبيه شده است و انسان ماشين دستى خدا است ، انسان از نظر توليد خير و شر يك وضع مخصوص به خود دارد كه مانندى براى او نيست و از نشانههاى صنعت بىنظير خدا است .
اكنون بايد تصديق كرد قضاء الهى به معنى علم كلى و اجمالى حق يا به معنى امضاء و اجراء به تعبيرى كه شد پياده كردن نقشهء عالم جزء به جزء در خارج به هيچ وجه منافات با اختيار ذاتى انسان ندارد ، زيرا كردار اختيارى انسان با همين خصوصيت متعلق علم خدا است و با همين خصوصيت آزادى و اختيار در خارج محقق مىشود و مصداق امضاء و اجراى الهى مىگردد چنانچه تقدير و قدر به معنى قالبگيرى وجود در ماهيات و تشخصات به هيچ وجه با اختيار منافى نيست و بلكه مؤيد اختيار و آزادى در كار است زيرا كه بايد تشخص به اختيار در آن محقق شود .
اين است كه امام در خبر اول به طور قطع به آن شيخ سائل مى فرمايد : هر قدمى در اين سفر برداشتيم به قضا و قدر بوده است و وقتى او اظهار نگرانى مىكند و به اين حساب خود را مجبور در كار و بىمزد درك مىكند و افسوس خود را با جملهء « عند اللَّه أحتسب عنائى » اظهار مىدارد ، امام به او تندى مىكند و با اين تندى از نفهمى او سرزنش مىكند : مه يا شيخ ، خفه شو ، و آن وقت سوگند ياد مىكند كه هر قدم و هر نفس شما تا مراجعت شما به كوفه اجر عظيم داشته چون شما در كار خود نه مكره بوديد و نه مضطر ، عدم اكراه از نظر حكومت عادله و كاملا آزاد خود امام است و عدم اضطرار از نظر بطلان قول به جبر در افعال عباد .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 644
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٤٤