تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
ب : بعثت پيغمبران مژده بخش به مطيعان و بيم ده نسبت به عاصيان عبث مىگردد . اين روايت در بيان اين است كه بت پرستان و جبريان هم عقيده‌اند زيرا بت پرستان معتقد بودند كه خدا آنها را به هرزگى دستور داده و وادار كرده است چنانچه خدا مىفرمايد ( 28 سوره 7 ) : « و چون هرزگى كنند ، گويند : پدران ما اين كار را مىكردند و خدا هم ما را بدان امر كرده ، بگو خدا امر به هرزگى نمىكند » . در اين حديث ، مفسدهء ديگرى براى قول به تفويض و قول به جبر بيان كرده و آن اين است كه قول به تفويض مخالف با عزت خدا است و و قول به جبر مخالف با عدالت و حكمت او است و علت اينكه خدا به حسنات بنده اولى است اين است كه هدف آفرينش همان محصول خير است و طاعت كه طبق برنامه صاحب كارخانه است و شر و گناه از عدم انضباط و تخلف بندهء كارگر بوجود آمده و به او مربوطتر است . مقصود از قدريّه در اين حديث كسانىاند كه فعل عبد را مشمول قضا و قدر ندانند و معلول ارادهء مستقل خودش شمارند و گفتار آنها با گفتار بهشتيان و دوزخيان و شيطان مغاير است . مجلسى ( ره ) در شرح جملهء لا يكون الّا بما شاء اللَّه ( گفتهء يونس در برابر امام ) چنين گفته است : در بسيارى از نسخه‌ها باء در كلام يونس هست و در كلام امام نيست و فرق آنها همين است و چون كه باء دلالت بر عليت دارد مى فهماند كه ارادهء خدا علت تامهء فعل عبد است و مستلزم جبر است و به همين دليل امام باء را ساقط كرده ، بعضى گفته‌اند : منظور يونس بوسيلهء آوردن كلمهء " باء " اين است كه خدا قدرت و اختيار به عبد داده و سپس عبد در كار خود مستقل است و مقصود امام از اسقاط باء نفى تفويض است . در بعضى نسخ باء در كلام يونس هم نيست و دو عبارت هيچ فرقى ندارند و مقصود امام تقرير كلام او بوده است ولى در تفسير على بن ابراهيم كلام يونس با امام
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 647 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى