توجه به امور معنويه و حقائق هستى امكان پذير نيست و بايد گفت محيط بشريت از نظر كلى يا در منطقهء خاصى دچار طوفان ترديد و تزلزل روحى و اعتقادى مىگردد ، در اين صورت وضع مردم بدان كس ماند كه در ميان گردباد شديد و طوفان شن گرفتار است و نمىتواند حركت كند و چشم باز كند و بايد سر خود را زير جامه بپوشد و صبر كند تا هوا آرام شود ، در عصر مقارن امامانى كه از تبليغ غدقن كردهاند وضع چنين بوده است نقطهء سفيد و سياهى هم كه به قلب مىريزد و اثرش تأثير تبليغ حق يا سلب تبليغ است همين است ، زيرا واردات قلب و حالات دل بشر هم از محيط سرچشمه مى گيرد .
2 - تقيّه : بسا اوقاتى كه مخالفان بسيار نيرومند و بسيار كنجكاو بودهاند و جاسوسان آنها در همه جا و با همه كس آميخته بودند و تبليغ موجب حملهء ظالم و از بن بركندن دستگاه مىشده و حكمت اقتضاء سكوت داشته .
3 - ممكن است نهى از تبليغ از نظر روش تبليغ باشد : البته اگر بحث و تبليغ مذهب به صورت جدال و مراء در آيد ، اثرى ندارد ، در ادامهء صحبتهاى متفرقه و خصوص پيش مردم عامى بسا مايهء توهين و استخفاف گردد چنانچه در روايت سوم گويد : با مردم براى دين خود ستيزه نكنيد كه ستيزه ، دل را بيمار مىكند ، يعنى موجب دلتنگى و سستى عقيده مىگردد .
4 - منعى كه در اين اخبار رسيده راجع به شخص معين و در موقع خصوصى بوده است به ملاحظهء مصالح شخص و وقت ، و منعى كلى و عمومى نيست .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 656
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٥٦