هم در اين كارگاه الهى بىهمه چيز بوده حتى هستى و وجود هم از خود ندارد ، صاحب كار همه و همه وسائل كار را به او داده است و قرارى به اين صورت با او تنظيم كرده :
1 - تمام وسائل كار بعهدهء صاحب كار است .
2 - محصول كارخانه هر چه باشد از آن كارگر است .
3 - برنامهء كار از طرف صاحب كار تنظيم مىشود .
4 - بىانضباطى و تخلف كارگر موجب فساد محصول است و تحمل اين محصول فاسد بعهدهء كارگر است .
5 - آزادى كامل كارگر در محيط كارگاه به وضعى كه هر وقت خواست دست از كار بكشد يا خلاف برنامه كار كند ولى مسئوليت محصول بد بعهدهء او باشد .
در اينجا توجه به اين لغتها لازم است :
1 - قضاء به معنى علم اجمالى و كلى حق : نقشهء اجمالى اين كارگاه .
2 - قضاء به معنى امضاء و اجراء يعنى پياده كردن جزئيات نقشه عالم در محيط خارج .
قضاء به معنى اول بيشتر در كلمات حكماء و متكلمين به كار رفته ، از نظر اينكه قضاء را به علم كلى و اجمالى حق تفسير كردهاند در برابر قدر كه آن را به علم تفصيلى تفسير كردهاند و بنا بر اين قضا بر قدر تقدم دارد ولى در اخبار و خصوص اخبار اين باب قضاء به معنى دوم استعمال شده و مؤخر از مرحله قدر است كه كالبد بندى وجود است بوسيلهء ماهيت و تشخص . قدر - اندازهگيرى : عبارت از ترسيم جزئيات موجود است بوسيلهء خطوط تشخصات و قالب بندى وجود در نقشهء ماهيت از كليات عامه تا برسد به حدود تشخصات خارجيه .
بعد از توجه به اين مقدمات اكنون بايد ما اين كارگر را تجزيه كنيم
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 641
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٤١