است از اين نظر كه مقصود از آن قدرت به معنى توانائى است و معنايش اينكه كار بنده از قدرت او است و به اين معنى در برابر عقيده جبرىها است و معتقد معتزله است كه كارهاى بندگان را مستقلا از خود آنها دانند و خدا را به كلى از كار بندگان بر كنار شمارند يا اينكه به معنى تقدير است و معنايش اين است كه كار بنده به تقدير خدا است و منطبق بر عقيدهء اشاعره و جبريه مىشود ، صاحب كافى اين كلمه را به معنى اول تفسير كرده و آن را برابر جبر آورده ولى در اخبار باب به معنى دوم هم آمده است عقيده سوم در اينجا عقيدهء اماميه است كه مذهب اختيارش گويند ولى مصنف اين كلمه را در عنوان به كار نبرده و همان امر بين الامرين را كه مضمون اخبار است در برابر جبر و قدر آورده و اين خود بواسطهء غموض مسألهء و ترديد در اين است كه آيا كلمهء اختيار تمام حقيقت امر بين الامرين را كه تعبير امام است مىرساند يا نه ؟ . اين روايت ، روايتى است كه در اين باب ذكر شده است و ما آنچه را در بارهء مسألهء بغرنج و مشكل جبر و تفويض بايد دانست ، در اينجا خلاصه مىكنيم :
1 - عنوان مسأله : مردم در اعمال خود كه مورد تكليف دينى مىشود ( واجب و مستحب و حرام و مكروه و مباح ) مجبورند و اين اعمال به نيروى خدا در آنها بوجود مىآيد - اين مذهب جبرى است - اشاعره .
مردم در اين گونه اعمال به خود واگذارند و خدا هيچ تأثيرى و فعاليتى در اين گونه اعمال بشر ندارد و خود مردم خلاق عمل هستند ، اين مذهب تفويض است - معتزله .
مردم نه مجبورند و فعل آنها فعل خدا است و نه سر خودند و كار آنها از قدرت خدا بر كنار است بلكه وضعى دارند كه در ميانهء اين حال است - مذهب اماميه - كه آن را مذهب اختيار گويند - مذهب امر بين الامرين . در اينجا توجه به اين نكته بجا است كه چون در اخبار از اين عقيده به عنوان
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 638
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٣٨