و وسائل كار را صاحب كار در اختيار او گذارده است و فرض كن او هم با كمال آزادى كار مىكند و هر آن مىتواند دست از كار بكشد ، يك كارگر رسمى در كشورهاى قانونى و آزاد ، در اين صورت مىتوان آن را نمونهء سوم شناخت و معرف امر بين الامرين دانست .
فرض كن اين كارگر با خدا قراردادى مىبندد ، اكنون ما موضوع را به طور كامل تقرير مىكنيم :
1 - صاحب كار : ذات اقدس الهى .
2 - كارگاه : سراسر عالم .
3 - كارخانه : براى توليد عمل خير و شر ، كردار نيك و كردار بد ، طاعت و معصيت . در اينجا توجه به اين نكته لازم است كه هدف كارخانه عمل خير است و عمل شر محصول بىانضباطى كارگر است .
4 - كارگر : آدميزاده .
5 - شرائط كارگر : عقل و كمال و بلوغ و اطلاع از برنامهء كار ، علم شريعت كه بوسيلهء پيغمبران و اوصياء و كتاب خدا بيان مىشود ، همهء دستگاه هستى براى اجراى اين برنامه است و قرآن مىفرمايد ( 29 سوره 2 ) : «
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
» او است خدائى كه هر آنچه در زمين است براى شما مقرر كرده ، و آيهء ( 38 سوره ابراهيم ) : « خدائى است كه آسمانها و زمين را براى شما آفريده » الآية .
استاد بزرگوار سعدى شيرازى گفته است :
ابر و باد و مه خورشيد و فلك در كارند * تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى
همه از بهر تو سر گشته و فرمان بردار * شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى
گفتيم اين كارگر لخت در اين كارگاه استخدام شده است ، و انسان