خلق را بيافريند سعادت و شقاوت را آفريد » و همهء موجودات جهان از خوب و بد يعنى موجودات منظم و نامنظم يك واقعيتى دارند كه با آن واقعيت تطبيق مىشوند از نظر وجودى آن واقعيت در علم خدا متجلى است يعنى جلوهاى است از علم خدا و در برابر آن يك سلسله اعدام كه سايهء آن واقعيات است درك مىشوند كه با آنها همرتبه هستند گرچه در خارج تحققى ندارند و به اعتبار آنها هم حاشيهء متن واقع محسوبند ليست سفيد كه نام سعداء در آن ثبت است همان واقعيت نورانى آنها است كه با قطع نظر از زمان و مكان و همهء قيودات درك مىشود و از آن هم مىشود تعبير كرد به يك جلوهاى در علم الهى و در برابر آن اعدامى تصور مىشود كه ليست سياه اشقياء است ، زيرا اشقياء يعنى بخت سوختهها و بعبارت ديگر بىبختها و بىبهرهها ، كافر است :
ايمان ندارد ، حق را نفهميده ، فاسق است : عدالت ندارد ، ظالم است : توازن اخلاقى ندارد ، همه اين نداشتنها كه لكهء سياه ليست اشقياء است به موازات واقعيت موجود و نورانى سعداء درك مىشود ، گرچه تحققى ندارند و به همين نظر ليست اشقياء منظم مىشود ، بنا بر اين تحقق يك ليست سفيد و يك ليست سياه براى سعداء و اشقياء واقعيتى است فوق زمان و مكان و در شمار حقائق ثابته در متن واقع است و از نظر اشاره به وجود واقعى آنها مىتوان تعبير كرد كه ليست سعداء جلوهاى است از جلوههاى علم حق و ليست اشقياء در عكس العمل آن قابل درك است در هر مرحلهاى كه درككنندهاى باشد كه اين عكس العمل در ادراك او قابل تحقق باشد ، در اين صورت هر كس وجودش بر واقعيت سعادت منطبق باشد هميشه محبوب خدا است و هر كس وجودش بر واقعيت شقاوت منطبق باشد هميشه دشمن خدا است زيرا ليست سفيد سعداء جلوهء علم حق و متعلق خود را با رابطهء مثبتى به حق پيوست مىدهد كه از آن به محبت تعبير مىشود و آنكه بر واقعيت شقاوت منطبق است درست در عكس العمل سعيدان قرار دارد و رابطهء او با خدا منفى
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 633
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٣٣