و بودجه مساوى وارد يك دانشكده مىشوند ، يكى از همهء وسائل موجوده حسن استفاده مىكند ، خوب درس مىخواند و خوب مىفهمد و خوب تشخيص مىدهد ، و خوش كردارى مىكند و وجودى مؤثر و مفيد براى خودش و ملتش و همنوعش مىشود و يكى بر عكس از همهء شرائط و امكانات سوء استفاده مىكند و وجود عاطل و باطل زيان آورى مىشود تا جايى كه زيان به خود و ديگران مىزند و بسا خود را انتحار مىكند ، در صورتى كه چرخ تدبير امور كلى و جزئى وادارى نسبت به آنها يك نواخت چرخيده است ، در مقام قضاوت احدى سرانجام نيك اولى و بدفرجامى دومى را به تفاوت امكانات و نه به موجبات كلى كشور مربوط نمىداند و تنها مىگويند اين شخص خوش شانس و سعادتمند بوده و آن يكى بدبخت بوده و سعادتمندى اين و بدبختى آن را از حسن اختيار و سوء اختيار خودشان مى دانند .
4 - انتقاد از ظاهر سازى و عوام فريبى : در اينجا مىماند موضوع تظاهر به نيكو كردارى و بدكردارى ، البته كردار نيك نشانهء سعادت و كردار بد نشانهء شقاوت و بدبختى است ولى به زودى نمىتوان روى آنها قضاوت كرد و در هر لحظه تحول و انحراف ميسور و ميسر است ، اين است كه انتظار سرانجام در حكم به سعادت و شقاوت ضرورت دارد ، زيرا تظاهر عملى بسا به قصد فريب يا به رسم عادت انجام مىشود و در اين صورت ادامهاى ندارد ، چنانچه آلودگى به بدكردارى بسا بر اثر تصادف و معاشرت و قابل زوال است و به همين مناسبت امام در حديث 3 مىفرمايد : بسا سعادتمندى كه به راه اشقياء دچار مىشود ولى در نتيجه بر مىگردد و جبران مىكند و بسا شقاوتمندى كه برعكس است و اين يك پند اخلاقى بزرگى است كه انسان در هر مقامى از خوش كردارى نبايد خودبين گردد و از بيم انحراف و بدعاقبتى مصون باشد و هر بدكردارى هم نبايد نوميد باشد و راه تحول به
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 635
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٣٥