سعادت را بر خود مسدود بداند . خير ، خوب ، خوبى ، خوبى كردن - شر ، بد ، بدى ، بدى كردن - زيبا ، زشت .
خير و شر را بر معانى چندى اطلاق كردهاند و مورد بحث قرار دادهاند :
1 - خير ، طاعت و فرمانبرى خداى تعالى ، شر گناه و معصيت و اين با معنى سوم مطابق است ، خوبى كردن ، بدى كردن .
2 - اسباب و موجبات طاعت و معصيت مثل علم و فهم و انقياد براى طاعت ، و اخلاق فاسد چون جهل و تمرد براى معصيت و اين مناسب معنى دوم است خوبى و بدى .
3 - خير : مخلوقات مفيد و سودمند ، چون گاو و گوسفند و حبوب و خواربار ، شر : مخلوقات زيانآور چون زهرها و مارها و درندهها و به تعبير ديگر خير نعمت و شر بلا و اين با معنى اول مناسب است خير : خوب و شر : بد .
خير و شر به معنى اول از مخلوقات خدا هستند ولى امر واقعى و مطلق نيستند و به نسبت ملاحظه مىشوند ، بشر آنچه را به حال خود سودمند داند خوب مىخواند و آنچه را زيانمند به حال خود داند بد مىخواند ، پس نسبت به او و دانستن او در تشخيص خوب و بد وارد است و اگر اين نسبت و اين علم را از ميان برداريم خوب و بدى در ميان نيست .
خوبى و بدى از نظر اينكه اسباب طاعت و گناهند ، از نظر اخلاق نفسانى با خوبى كردن و بدى كردن در يك حكمند ، زيرا اخلاق درونى هم اعمال نامرئى انسانند و مورد تكليفند بلكه روح تكليفند ميفرمايد : « يعلمهم و يزكيهم » آنها را بياموزد و درون آنها را پاكيزه نمايد .
مورد اين اخبار خير و شر به معنى اول نيست بلكه خير و شر به معنى دوم و سوم - خوبى و خوبى كردن و بدى و بدى كردن . مقصود از اين كه خدا
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 636
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٣٦