در اختيار دارد كه اگر بخواهد مىتواند جلوى خيانت او را بگيرد و با اين حال آزاد گذاشت و او خيانت ورزيد ، در اين صورت نه اين بنده در خيانت خود مجبور بوده و نه آقا در كيفر خود به او ستم كرده و نه قدرت آقا بر دفع او عذر او محسوب است . مجلسى از روايت محاسن پس از سؤال از معنى " شاء " اين عبارت را نقل كرده كه : « قلت : فما معنى أراد ؟ قال : الثبوت عليه » - گفتم :
معنى اراده چيست ؟ فرمود : بر آن فعل پائيدن . بعد گفته است كه ممكن است اين جمله از روايت كافى افتاده باشد ، يعنى خود مصنف انداخته باشد يا نساخ آن را انداخته باشند .
مشيت ، مقام فعليت مطلقه است و اراده تعلق آن است به اشخاص و جزئيات كه در اين صورت در كالبد ماهوى محدودى ظهور مىكند و اندازهگيرى مىشود و استقرار وجود در آن ماهيت مشخص و محدود مقام اجرا است .
فرض كن كوزهگر مقدارى گل ساخته و روى هم گذاشته ، اين به منزلهء فعليت مطلقه است ، مقدارى از آن را چنگ مىزند و روى دستگاه مى گذارد ، اين مقام اراده است و سپس آن را به شكل خاصى در مىآورد ، اين مقام تقدير است و در آخر آن را از دستگاه جدا مىكند و كنار مىگذارد و اين مقام اجراء و امضاء است ، براى فهم مطلب ذكر شد . مراتب اربعهء تكوين از خواست و اراده و تقدير و امضاء عمومى است و هر موجودى را شامل است ، چه خوب و چه بد ، چه زشت و چه زيبا ، ولى محبت و دوستى كه در خلق يك عاطفه نشاط انگيز است و از وجدان ملايم بر مىخيزد و در خداوند مانند صفات ذاتيه عين ذات است و در مقام ظهور لطف خاصى است كه نصيب دوستان و مؤمنان است شامل همه موجودات نيست ، خدا كافر را دوست ندارد ، اين است كه سؤال مىكند :
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 628
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٢٨