تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
قضا : علم اجمالى كلى خدا است به هر چيز و آن عين علم حق است به ذات خويش كه آفرينندهء همهء موجودات است . قدر : علم تفصيلى او است به هر چيز و آن عين ذات او است از نظر كشف و حضور اشياء . اراده : علم به صلاح در وجود هر چيزى است . مشيت : خواست وجود هر چيزى است كه از آن به كلمهء " كن " تعبير شده . كتاب : نقشه و قالب ماهوى هر چيزى است كه فرضيهء امكان او است و از آن تعبير به ماهيت كنند . اجل : گاه آفرينش و پايش هر موجودى است كه در فرضيهء زمان از نظر تسلسل و تدريج نسبى موجودات بدان اشاره مىشود . اذن : اعلام به موجود شدن هر چيزى است از نظر مقدمات تكوينى كه در فرضيهء تعليل طبيعى يا عقلى موجودات از آنها پى به وجود آن برده مىشود و منشأ علوم پرآورازه و پر جنجال و در عين حال ناقص و كوتاه و بشرى است ، پيدايش علوم فلسفه و خصوص نجوم و رمل و جفر در جهان باستان و پيدايش علوم جديده و اكتشافات و اختراعات حيرت انگيز تا امروز و در آينده روى اين اساس است . همهء اين مقدمات در گناهان هم كه موجود مىشود هست ، ولى جبر لازم نمىآيد ، زيرا گناه از اراده و اختيار كامل خود برخاسته و قضا و قدر و خواست با همين قيد بدان تعلق دارد و اين خودش جبر را باطل مىكند ، نه آنكه مستلزم جبر باشد چنانچه اگر آقائى مالى يا كنيزى زيبا را در اختيار بندهء خود بگذارد و به او دستور دهد آنها را حفظ كند و مواظبت نمايد و به او بگويد : در صورت خيانت تو را صد شلاق كيفر كنم و اعلام كند كه فلان روز من مسافرت مىكنم و در اين حال تو بايد بيشتر مواظبت كنى و وسايلى هم