تحقيق همهء موجودات امكانى مجوف و ميان تهى هستند زيرا در ماده و ماهيت خود از هستى و وجود تهى و خالى هستند ، زمينهء امكان جز يك فرض تهى از حقيقت و هستى نيست و وجود و هستى غير مجوف و باصطلاح بىرخنه منحصر به همان واجب الوجود است كه هستى او از سرچشمهء خودش مىجوشد و به نظر من اين تعبير از " صمد " به " مالا جوف له " بسيار شيوا و پر معنى و لايق به مقام ذات خدا است و اين كلمه نسبت به موارد استعمال خود يك نحو كنايهاى است . در اين حديث سائل دو مطلب را طرح كرده است كه امام پاسخ صريح به هيچ كدام نداده ، يكى را به كلى مسكوت گذارده و پاسخ ديگرى را بطور كنايه داده است :
اولا هوا چگونه به خدا احاطه مىكند ؟ خدا از عرش به آسمان اول پائين مىآيد ؟
در برابر سؤال اول جوابى ذكر نشده است و شايد علتش اين باشد كه ورود در بحث مكان و هوا از نظر فلسفى و طبيعى در خور فهم سائل و يا مردم ديگرى كه به ناچار كم و بيش از اين گونه سؤال و جوابها مطلع مىشدند نبوده ، زيرا اين دو موضوع از مسائل بغرنج فلسفه و فيزيك است كه در آن روز خود فلاسفه تازه كار اسلام هم در فهم حقيقت مكان و فرضيهء آن گيج بودند و هوا از نظر تحليل و تجزيه فيزيكى و شيمى هنوز به كلى زير پرده بود و كسى از آن اطلاعى نداشت ، در اين صورت هر گونه تحقيقى براى مردم قابل فهم نبود و جواب اجمالى هم بسا شبههء آنها را تقويت مىكرد .
و نسبت به جواب سؤال از خبر نزول حق از عرش به آسمان اول شايد مورد تقيه بوده است و خصوص اينكه در ضمن نامهء اين سؤال شده و جواب نامه در معرض خطر افتادن به دست دشمن و كشف اسرار است و بعلاوه بسا نامهنگاريها خود به منظور جاسوسى انجام مىشود اين است كه امام به طور
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 596
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٩٦