تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
درجه تنظيم شده است . ديدن ذات كه مورد پرسش است مقصود ديدن به چشم نيست بلكه توجه به خود است و خود را در خاطر آوردن ، انسان با آنكه به علم وجدانى خود را درك مىكند ولى همه وقت به خود توجه ندارد و بسا خود را ناديده گرفته و بلكه فراموش مىكند و اگر بخواهد به خود متوجه شود بايد التفاتى در خود پديد آورد و خود را دريابد و بعبارت ديگر خود را ببيند ، و اين موضوع بر اثر پيشامدى است كه براى او رخ مىدهد و باعث اين توجه مىشود ، نسبت به خداوند موضوع آفرينش جهان بمانند اين پيش آمد است و منظور سائل اين است كه خدا در حاق ذات خود و پيش از پديدهء آفرينش مثلا توجهى به خود نداشته و خود را دريافت نمىكرده است . امام در پاسخ مىفرمايد : وجدان خداوند مر ذات خود را مانند وجدان بشر نسبت به خويش نيست كه غفلت و فراموشى در آن راه داشته باشد بلكه ذات خدا هميشه خود را دريافته دارد و پديدهء توجه و التفات در او زمينه و امكانى ندارد و بدان نيازى ندارد . و منظور از شنيدن خدا مر ذات خود را تحقق آواز و قرع سمع نيست بلكه اين خود سؤال از كروى و انديشه‌اى است كه انسانى هنگام توجه به انجام كارى در خود درك مىكند و به تعبير ديگر آن را حديث نفس مىگويند و برخى هم كلام نفسى را بدان تفسير كردند و گاهى اين حال بر انسان به وضعى مىكشد كه به زبان هم با خود سخن مىگويد ، مقصد سائل اين است كه خدا پيش از آفرينش خلق معرض چنين حالى كه از آن به مشورت با خود و حديث نفس تعبير مىشود قرار گرفته و در مقدمهء ايجاد عالم انديشه‌اى داشته و با خود مشورتى كرده است يا نه ؟ مىفرمايد : خير ، خدا در آفرينش و فعاليت خود نيازى به اين وضع ندارد و بلكه براى او روا نيست و نيروى او بدون اين مقدمه نافذ و مجرى است و همين موضوع در حديث دوم باب اراده
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 592 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى