تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
جسم يا متشكل مىدانسته‌اند . علم انكشاف تام چيزى است و چون ذات حق تمام الانكشاف است همهء موجودات نزد او حاضرند و به اعتبار انكشاف اصوات ، او را شنوا خواندند ، و به اعتبار انكشاف ديدنيها ، او را بصير و بينا گويند . فرض كن در يك اطاقى چراغ برق روشن است و يك سلسله گلدان به ترتيب چيده شده است ، اگر ما گلهاى قرمز را به جاى مسموعات اعتبار كنيم و گلهاى سبز را به جاى مبصرات و گلهاى سفيد را به جاى معلومات ديگر ، انكشاف همهء اينها در پرتو چراغ برابر است و ترتيبى كه در گلدانها است هيچ تأثير و تغييرى در پرتو چراغ ندارد و اين ترتيب به منزلهء تدريجى است كه در سلسلهء موجودات از نظر زمان وجود دارد ، ولى خلق و تكلم به منزلهء اين است كه گلدان جديدى به گلدانها اضافه شود و اين هم در حاق وجود پرتو نورى هيچ تأثير و تغيير ندارد ، فقط همين قدر درك مىشود كه اين گلدان پيش از اين نبوده و حالا زير پرتو برق واقع شده و تفاوت ميان صفات ذات و صفات فعل همين سبق عدم است در صفات فعل ، و اين سبق عدم هم در ناحيهء مخلوق و مفعول است نه در ناحيهء ذات فاعل ، بنا بر اين خدا به ذات خود مبدأ همهء صفات ذاتى است و صفات ذاتى هم در ذات خود يكى هستند و تفاوت در مفاهيم مختلفى است كه بر آنها تطبيق مىشود و در اخبار آينده به وحدت حقيقت صفات تصريح شده است . اين حديث رد بر عقيدهء شيخ احسائى است در بارهء علم خدا كه آن را نسبت به ممكنات علم فعلى دانسته و به منزلهء صفات فعل شمرده و علم او را به حادث عبارت از نفس وجود آن حادث دانسته و علم حق را به علم ذاتى و علم فعلى تقسيم كرده ، علم ذاتى را نسبت به خود ذات تشخيص داده و ازلى شمرده ولى علم به مخلوقات را عين مخلوقات دانسته و حادث و فعلى شمرده است ، با اينكه از نظر تحقيق علم الهى يك حقيقت است و به هيچ
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 588 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى