آمدن فرزند يا دوست را مىشنود يا پول بسيار به دستش مىآيد ، چون اين احساس از راه گوش يا ديده وارد باطن شد ، در پرتو عقل نيرومند گاهى به كلى خنثى مىشود و هيچ گونه اثر شادى و خرمى توليد نمىكند و گاهى اثر شادى كمى توليد مىكند و به تدريج نسبت به افراد به نسبت ضعف عقل افزوده مىشود تا جايى كه مايهء تلف شدن شخص مىشود .
2 - زمامدارى اراده : اراده همان برگشت و رفلكس احساس است از سطح عواطف ، وقتى شعاع انكشافى كه رابطهء ميان حس و محسوس است به سطح عواطف برخورد به اعتبار تأثرى كه در باطن توليد مىشود يك برگشت و رفلكسى دارد كه همهء اعضاء تحت تأثير آن قرار مىگيرند اين همان اراده است . ممكن است اراده را تشبيه به بخار يا الكتريسيته كنيم و تمام اعصاب و نسوج تن را سيمهاى رابط آن بشماريم ، تأثرات و عواطف اين قوه را توليد مىكنند و در اعصاب و نسوج روان مىسازند و چرخهاى بدن به كار مىافتند ، پرتو عقل به منزلهء دكمهء اين قوهء محركه است ، در صورتى كه از احساس تأثرى در باطن پيدا شد ، خواست ، دوست داشت ، بدش آمد ، خشم كرد و مىخواهد پيش كشد يا واپس رود ، نيروى عقل در اينجا فرمان ده است به حساب اينكه :
خوش دارى ولى پيش مكش درونش زهر است ، زيانمند است .
بد دارى و خشمگينى ولى پس مرو ، ثمر و بر شيرين دارد و آيندهاش خرم است .
عقل براى تعديل اراده منبعث از احساسات و عواطف ، حزم و احتياط به خرج مىدهد و با انگشت اختيار ، دكمهء اراده را باز مىكند يا مىبندد و از اينجا اين اصل ثابت مىشود كه : اراده يك امر اختيارى است .
از اينجا معلوم مىشود كه ميان عقل و عاطفه هميشه مبارزه است و رابطهاى كه انسان از راه حسهاى ظاهر به محيط خارج دارد در اين مبارزه نقش مهمى بازى مىكند ، گاهى واردات از محيط خارج ، عواطف را تقويت مىكنند به طورى كه نيروى عقل در برابر آنها به كلى مغلوب و خنثى مى
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 494
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٩٤