ذائقه تنها مزهء شيرين عسل را كشف مىكند و نيروى عاطفهء رغبت به آن را توليد مىنمايد ولى نور عقل زيانى كه از آن متوجه مىشود يا سودى كه دارد كشف مىنمايد ، عاطفهء ثروتجوئى رغبت جمع مال مىآورد ولى نور عقل زيانى كه از آن به ديگران مىرسد يا به خود شخص عايد مىگردد كشف مىكند ، با دست نرمى تن مار به نظر خوش است ولى با عقل زيان زهر كشنده و خطرناكتر درك مىشود .
اعضاء تن فرمانبر عواطف و احساساتند و به توسط اراده كه در خدمت همهء آنها است به كار وادار مىشوند و حواس ظاهره هم در اين ميان وظيفهء خبرگزارى دارند ، به واسطهء گوش و چشم و بينى و ذائقه و لامسه زيبائى و دلنشينى يا زشت و دلخراش بودن اشياء خارجى به نهاد انسان خبرگزارى مىشود و توليد وجدان عاطفى مىكند ، چون خواستن ، پسنديدن ، شادى ، بدآمدن ، ترس ، آزردگى ، بنا بر اين از راه احساسات ظاهرى ، ميدان احساسات باطن و عواطف دامنهدار مىشود و همين ميدان است كه زمينهء تابش نور عقل است ، عقل مركز نورى است كه پرتوهاى خود را در سطح احساسات و عواطف پراكنده مىكند و آنها را زير بررسى و استنتاج قرار مىدهد و از نظر كشف و ارتباط با محيط خارج بسط و توسعه مىدهد و در عين حال تأثير آنها را تعديل مىكند .
بنا بر اين نيروى عقل نسبت به احساسات و عواطف سه اثر دارد :
1 - تعديل تأثير از احساسات و اندازهگيرى آن : مثلا دشنام يا حركت توهين آميزى را حس ظاهر گوش يا ديده وارد باطن مىكند ، اين احساس توليد آزردگى ، خشم مىنمايد ، ميزان اين آزردگى و خشم از نظر قوت و ضعف عقل بسيار متفاوت مىشود ، در صورتى كه پرتو عقل قوى باشد بسا به كلى اثر حس را خنثى و بىاثر مىسازد ، خصوص اگر از بچه يا سفيهى صادر شده باشد و گاهى بسيار آن را تخفيف مىدهد ، براى همين امور در اشخاص تأثير بسيار متفاوت دارد نظر به تأثرات متفاوتى كه در سطح عواطف پيدا مىشود و همين طور است در مورد احساس ملائم مانند اين كه مژدهء از سفر
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 493
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٩٣