تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
يا مثلا رابطهء انسان با نور بايد حدّ معينى داشته باشد ، نور بسيار ديده را خيره مىكند و بسا كور مىنمايد ، تاريكى هم اگر ادامه يابد ضرر مى رساند ، و وجدان و عاطفه بيم و اميد است كه انسان را رهبرى مىكند تا رابطهء خود را با محيط خارج تعديل كند و از افراط و تفريط آن جلوگيرى كند ، خيرگى و دلتنگى هر دو از عواطف بشرى هستند كه انسان به وسيلهء آنها رهبرى مىشود تا رابطهء خود را با نور در حدّ معينى نگاهدارد ، همين طور كه رابطهء انسان با محيط خارج از خود كه معنى احساس و محصول حواس ظاهرهء او است به حد افراط و تفريط موجب زيان است و به واسطهء نيروى عواطف و وجدان بشرى تعديل مىشوند ، خود عواطف انسان هم افراط و تفريط دارند و اين افراط و تفريط در عواطف از دو جهت زيان دارد : 1 - از نظر خود عاطفه كه گاهى افراط آن موجب هلاكت و مانند زهر كشنده است و گاهى موجب بيمارى تن مىشود . 2 - از نظر تأثير در كار و تحريك ارادهء ، براى آنكه ممكن است انسان بر اثر تأثير افراطى عواطف خود به زيان خود و آزار ديگران اقدام كند ، انسان از نظر عواطف مانند يك حيوان درنده و شريرى است كه گاهى مى خواهد و به محض خواستن صدها جاندار ضعيف را مىدرد و گاهى مىخواهد و به محض خواستن از ارتفاع صدها گز مىپرد و يا خود را پرت مىكند ، انتحار يكى از عواقب سوء عواطف افراطى بشر است . مبدأ تمام عواطف روح حيوانى است كه خاصيت عمومى آن رضا و غضب است و سرچشمهء آن كبد است اگر چه تاكنون بسيارى از دستگاه‌هاى كبد از نظر توليد مواد جسم بررسى شده ولى از نظر تأثير در عواطف نتايج مهمى به دست نيامده . 4 - نيروى خرد و عقل انسانى : فهم خوب و بد ، زشت و زيبا ، نفع و ضرر ، دور انديشى و استنتاج ، توجه به حساب عواطف و احساسات ، اختيار و اخذ تصميم همه آثار خرد و عقل انسانى است ، در حقيقت عقل يك تابش و تشعشعى است كه دامنهء آن از ادراك احساس بسيار وسيع‌تر است ، حس