فهمد كه اين موجود در همه جا و همه حال سازش با وجود انسان دارد يا نه در صورت مناسبت و سازش سودمندش مىشناسد و در صورت ديگر زيانمند .
4 - عاقبتسنجى و دور انديشى .
5 - استنتاج و استدلال : وقتى عقل موجودى را درك كرد از نظر بسط پرتو وجود او نسبت به پيش از او و بعد از او علت و معلول او را درك مىكند و از اين جهت از وجود معلول علت را مىفهمد و از وجود علت معلول را و اين اساس تشكيل برهان انّى و لمّى است كه در منطق مورد بحث است .
6 - نيروى اختيار واخذ تصميم در زمينهء واكنش احساسات و تأثرات عاطفى : با اين نيرو است كه عقل به حساب جنبشها و جهشهاى تن كه رفلكس عواطف و احساسات است رسيدگى مىنمايد و آنها را اصلاح مىكند و از انگيزش ارادههاى زيان بخش جلوگيرى مىنمايد و بر اثر درك لزوم عمل انسان را به جنبش و جهش وامىدارد .
جدول تشعشعات عقل و زمينهء تابش آنها از نظر احساسات و عواطف
نيروهاى تابندهء عقل * زمينههاى تابش 1 - نيروى فهم كلى و عمومى * پنج حس ظاهر : ديدن ، شنيدن ، بوئيدن ، چشيدن ، بسيدن .
2 - نيروى تشخيص خوب و بد * پنج حس باطن : حس مشترك ، خيال ، وهم ، حافظه ، دريافت ( وجدان ) .
3 - نيروى فهم سود و زيان * شهوت ، خواهش ، دوستى ، جستن ، شادى ، خرمى ، آسودگى .
4 - نيروى عاقبتسنجى و دور انديشى * غضب ، نخواستن ، دشمنى ، كنارهگيرى اندوه ، افسردگى ، پريشانى خاطر .
5 - نيروى استنتاج و قدرت استدلال * كودنى ، شك ، تاريكى ، خرافت ، كندى فهم ، غفلت ، فراموشى ، تقليد .