كه يكى از آنها منظرهء خوبى است كه مورد استفادهء او است . بعضى كيّس را مصدر خواندهاند و معنى او از آن فهم شود و ممكن است صفت باشد و در اين صورت معنى دوم انسب است .
پسر جانم دنيا دريائى است ژرف ، بسيار جهانى در آن غرقه شده ، بايد در آن به كشتى تقواى خدانشينى و آن كشتى را از ايمان پر كنى و بادبانش از توكل برافرازى ، ناخداى آن خرد ، و رهنماى آن دانش باشد و لنگرى از شكيبائى برايش بسازى . اين مجموعهاى است از صفات و خصال عقل كه نتيجهء روشنى و نورانيت است و از صفات جهل و آثارش كه تاريكى درون و نادانى است ، عواطف و احساسات انسان وقتى به نور عقل روشن شد و در كار و گفتار انسان اثر بخشيد و در جامعه منعكس شد اين مجموعهء زيبا كه به نام جنود عقل منظور شده بوجود مىآيد و انسان سالمى را نشان مىدهد و چون عقل نابود يا سست شد و زندگى انسان بر پايهء عواطف و احساسات محض كه اساس جهش و جنبش دام و دد است جريان يافت مجموعهء تاريك و ناهنجارى به وجود مى آيد و لشكر شيطان خوانده مىشود و به عبارت ديگر اين صفات با انسان سالم و اضداد آن با انسان جاهل مجسم مىشوند .
براى توجه به حقيقت و خاصيت عقل ، فهم و مطالعهء نيروهاى انسانى لازم است .
[ حقيقت و خاصيت عقل ]
انسان از نظر نيروهاى درونى :
انسان محسوس مركب از سلولهاى زنده است و با بسيارى از موجودات عالم ماده در شكل و خواص عمومى شريك است ، در ذات خود نورى ندارد ولى مانند اجسام ديگر نور را جلب مىكند و از خود منعكس مى نمايد ولى نيروهاى درونى انسان بسيار حيرت انگيز و اسرار آميز است و اجتماع و صنعت و فلسفه و مذهب تراوش نيروهاى درونى انسانى است كه هميشه براى آن تلاش كرده و تاكنون نتوانسته پرده از رموز درونى خود