[ شرحهاى كتاب عقل و جهل ]
مؤلف در اين فصل لفظ كتاب آورده و اين كتاب را بابى نيست ولى در فصلهاى ديگر لفظ كتاب گفته است و بابهائى در آن آورده و از اخبار آخر اين فصل استفاده مىشود كه راجع به عقل و جهل كتاب مستقلى تنظيم شده و بعنوان مقدمه در اينجا درج گرديده است چنانچه كتاب فضل علم هم تتميم مقدمه است ، توجه به اين نكته لازم است كه عقل در برابر جنون ذكر مىشود و اينجا برابر جهل آورده شده است ، و به اين معنى جامعتر اعتبار شده زيرا جنون جهالت بىشعورى است و جهالت موارد ديگر هم دارد كه نادانى كردن و سرپيچى و اهمال در ضمن آنها است و عقل در مجموع اين اخبار در برابر همهء اين معانى منظور است .
عقل به معنى خرد و خردمندى ( نيروى تشخيص و سنجش و فهم و انقياد و فعاليت و درك مسئوليتى است كه به نيكى و خوشرفتارى مىگرايد ) و به اين تفسير بر يك جوهر مجرد و مستقل هم كه معتقد حكما است تطبيق مىشود و بر نيروى معنوى و تابندهء وجود انسان و فرشته و جن هم كه خردمندان عالم هستى در شمارند صادق است مراتب و معانى چندى كه براى عقل ذكر شده همه در اين تعبير مختصر مندرج است و اين حديث بر همهء