اين كليد خانهء كعبه است در دست من ) .
و همچنين چون در حجة الوداع پيغمبر كدخدا و دستور ده امور حج بود او را احضار كرد و مانند آن سخن را به او فرمود .
و روايت شده از عمر كه گفت : من بمانند آن روز دچار شك و ترديد نشدم آيا چگونه در ايمان خود مردد شود كسى كه بروايت شما از پيغمبر ( ص ) ميان دو چشمش و سر زبانش دو فرشته است كه از او جدا نشوند .
و تعجب در كارشان درمانند اين قضيه اينست كه دعوى كنند پيغمبر ( ص ) فرموده راستش خدا حق و راستى را بر زبان عمر و دل او سكه زده .
چگونه اين دعوى درست باشد با همهء اشتباهاتى كه در احكام دين داشته ؟
بشرح زير : 1 - در زمان زمامدارى خود در هفتاد قضيهء پيشامد سخنانى گفته بر خلاف يك ديگر و ضد و نقيض همديگر .
2 - ( بر سر منبر ) گفت : در كابين زنان غلو نكنيد و آن را گران ننمائيد و از چهار صد درهم فراتر نرويد تا اينكه يك زنى برخاست و گفت : قرآن سزاوارتر است كه پيروى شود يا گفتار تو ؟ گفت بلكه قرآن خدا و آن زن اين آيه را خواند : ( آيهء 20 سورهء النساء : « و اگر بدهيد بيكى از آن زنان يك قنطار ( پوست گاوى را پر از طلا يا نقره ) از آن چيزى برنگيريد و همه را بپردازيد » .
و چون اين آيه را شنيد گفت : مادرت بعزايت نشيند اى عمر ، هر كس از تو مسئلهدانتر است تا برسد بزنان .
3 - روزى ميان دو كس كه مرافعه داشتند قضاوت كرد گفتند : اى امير مؤمنان درست حكم كردى خدا خيرت دهد ، گفت شما از كجا قول خدا و حكم او را ميدانيد ؟
خود عمر نميداند كه درست حكم كرده يا بخطا رفته .
و اغلاط و خطاهاى او پيش از آن و بعد از آن بيشمارند و او است كه چون امير مؤمنان ( ع ) در امور بسيارى ويرا از خطا برگرداند و بصواب رساند گفت : اگر
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٣٦٨