به پاكى آنان .
در قول خدا تعالى ( آيهء 33 سورهء الاحزاب ) : « همانا ميخواهد خدا كه ببرد از شما خانواده پليدى را و به خوبى شما را پاكيزه سازد » .
و آنچه در بارهء عمر ضبط شده اينست كه چون در بستر مرگ افتاد فرياد واى واى بلند كرد و آرزو كرد كاش مشتى خاك بوده و كاش مادرش او را نزائيده بود و اگر نبود كه به چشم خود ديده بود برخى از آن تهديدها را كه در برابر بدكاريهايش به او خبر داده بودند و سرازير شده بود بگودال مقدمات عذاب و هراسهاى آن در حال احتضار و در بستر مرگ خود چنين نميگفت و چگونه درست باشد كه كسى كه وصف او اينست اگر نبود در عالم وجود خدا خلق خود را عذاب مينمود آنان كه در ميان آنها بود بهترين و برگزيدهء او و آيا نهان ماند جعل اين حديث مگر بر كوران و نادانان ؟ ! و از دروغ عجيب و نادانى زشت آنها است كه : دعوى دارند رسول خدا ( ص ) فرموده : اگر من مبعوث نميشدم ميان شماها هر آينه عمر مبعوث ميشد .
و اينكه آن حضرت ( ص ) فرموده : دير نكرد در نزول به من جبرئيل جز كه گمان كردم او پيش عمر رفته و به او گسيل شده .
و در روايت ديگر : قطع نشد از من وحى تا مدت سه روز جز كه گمان كردم وحى بر عمر نازل شده .
كدام كفر از اين بزرگتر و كدام نادانى از اين عجيبتر ، عمر همان نيست كه در ايمان خود شك داشت تا آنجا كه از حذيفة بن يمان پرسيد آيا من از منافقانم يا نه ؟
چگونه عمر در ايمان خود ترديد داشت با اينكه بمقامى از نور دل بود كه پيغمبر ( ص ) در بارهء او گمان نزول وحى داشت و ميترسيد مبادا نبوت او بوى برگردد .
و بعلاوه خدا تعالى فرموده ( آيهء 107 سورهء الأنبياء ) : « و ما نفرستاديم تو را جز رحمت براى جهانيان » .
و اگر اين روايت آنها درست باشد فرستادن پيغمبر براى عمر نقمت و محروميت بوده نه رحمت و تفضل زيرا او را محروم كرد از اينكه پيغمبر باشد زيرا اگر آن حضرت
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 371
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٣٧١