تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
سيد كافران باشند . و از دروغ عجيب آنها اينكه رسول خدا ( ص ) فرموده : من سنجيده شدم با همهء امتم و رجحان داشتم بر آنان و ابو بكر با آنان سنجيده شد و بر آنها رجحان داشت و عمر با آنها سنجيده شد و بر آنها رجحان داشت و باز هم رجحان داشت . و پنداشتند كه نبى رحمت كه خدا بوجود او امت را هدايت كرده يك بار ترجيح داشته و ابو بكر با آن حضرت برابر بوده و مانند آن حضرت يك بار رجحان داشته و عمر بن خطاب كه در بارهء مسلمانى خود شك داشت و ايمانش محقق نبود و پيغمبر ( ص ) خود را بباد تهمت گرفت و كار او را درست ندانست و گفتهء او را باور نداشت و مانع شد كه دوات و كاغذ براى آن حضرت بياورند تا بنويسد براى امت آنچه را صلاح آنها است و پنداشته كه بهترين خلق خدا محمد ( ص ) هذيان ميگويد و سيلى زده به چهرهء فاطمه دختر آن حضرت ( ص ) و هيزم آورده كه خانهء فاطمه عليها سلام را بسوزاند با هر كه در آنست ، با اين همه او چند بار بر همهء امت رجحان داشته و فضل رسول خدا ( ص ) يك سوم فضل او است ، و اين از نهايت نادانيست و نداشتن قوهء تميز و نيروى عقل . كاش ميدانستم چه ميگويند در بارهء روايتى كه عمر آرزو داشته يك موئى باشد در سينهء ابى بكر و با اينكه سه برابر فضيلت او را داشته چگونه اين آرزو را كرده با اينكه ابو بكر خود آرزو داشته يك مو باشد در تن مؤمنى . و دروغ عجيب ديگرشان اينكه از پيغمبر ( ص ) روايت كنند : ميان دو چشم عمر فرشته‌ايست كه به او كمك مىكند و او را پرورش ميدهد و اينكه فرشته‌اى باشد كه به زبان عمر سخن ميگويد ( يعنى عمر به زبان فرشته سخن ميگويد ) . اين را روايت كنند با اينكه عقيده دارند سيد بشر رسول خدا ( ص ) در مكه بود ميان مسجد الحرام و در انبوه مردم و خواند سورهء
« وَ النَّجْمِ إِذا هَوى
» را تا چون رسيد به اين آيه : 19 -
« أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى
20 -
وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى
» ترجمه : آيا شما ديده‌ايد لات و عزى را ( نام دو بت ) و منات را كه بت سوم ديگر است . شيطان به زبان آن حضرت افكند كه « تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن