ليرجى » « 1 » .
ترجمه : اينانند غرانيق و الا ( غرانيق بمعنى پرندهء دريائى يا جوان زيبا چنانچه در المنجد است ) و راستى كه شفاعت آنها اميدواريست .
و پنداشتند كه شيطان به زبان رسول خدا ( ص ) سخنان گمراهى افكند و آن را به قرآن بندد ولى ميان دو چشم عمر و بر سر زبانش دو فرشته باشند .
و اين زياده روى در كفر است و مسخره كردن شرع اسلام كاش ميدانستم كجا بودند اين دو فرشته كه يكى ميان دو چشم عمر بود و ديگرى بر سر زبان او ( كه جز حق نبيند و جز حق نگويد ) در آن هنگامى كه در اسلام به شك افتاد و دو دل شد و انكار كرد كردار رسول خدا ( ص ) را در حديبيه و آنچه را آن حضرت بدان حكم كرد از صلح با مشركان مكه و به آن حضرت به اين تعبير اعتراض كرد كه براى چه پستى را بپذيريم در دين خود و پيغمبر ( ص ) در پاسخ او گفت : همانا من بدان چه خدا فرمايد عمل ميكنم . « 2 » و روايت شده كه فرمود : آنكه من كردم بهتر است براى تو اگر بفهمى و با خشم از پيش پيغمبر ( ص ) برخاست و خشنود نبود از حكم آن حضرت و رفت ميان
هامش
( 1 ) چون مشركان قريش براى بتپرستى خود با اعتراف بوجود خداى واحد آفرينندهء موجودات عذر مىآوردند كه اين بتها شفيع ما باشند بدرگاه خدا آيات بسيارى از قرآن اين عقيده و عذر را بيهوده و پوچ شمرده و بتان بىجان را بىسود خوانده و چنين اعترافى از زبان پيغمبر تكذيب آيات قرآن است و تأييد مشركان و نميشود به زبان پيغمبر اسلام ( ص ) جارى شده باشد . ( مترجم )
( 2 ) در صلح حديبيه پيغمبر ( ص ) شروطى بسود مشركان مكه در عهده گرفت كه زننده بود و به نظر بعضى با غرور مسلمانى سازگار نبود و شايد عمر از آن رو با آن صلح مخالف بود كه ميكوشيد جنگى رخ دهد و مسلمانان بىاسلحه و خسته از اين احرام طولانى همه بدست مشركان كشته شوند و خطر جان خود پيغمبر ( ص ) را هم تهديد ميكرد و بسا كه زوال اسلام و مسلمانى هدف او بود .