گشتند و ريشهكن نمودند آن جريحه و زخمى كه بدين زدند و از دنيا رفتند تا اينكه مؤمن پاك شدند و پرهيزكار پاكيزه گرديدند و اينكه زبير با اينكه ترديدى نيست كه با امير مؤمنان ( ع ) جنگيد و طلحه كه در ميدان جنگ كشته شد جان ندادند جز اينكه با آن حضرت دوست بودند و يك دل و مخلص و گويند : هر دو نفر آنها بهمراه آن حضرت باشند روز قيامت در پيشگاه خدا و از آنها باشند كه خدا در بارهء آنها فرموده است ( آيهء 47 سورهء الحجر ) : « و بر كنديم آنچه در دلهاشان بود از كينه برادرانى كه بر سر تختها رو به روى يك ديگرند » .
و در اين گفته استناد كنند باخبار آحاد و حكايتهاى شاذى كه اتفاقى بر آنها وجود ندارد و تأويل آنها ممكن است و بهترين وجه آنها اينست كه براى شنونده گمانى آورند نه علم و يقينى بدست دهند و با اين گفتار خود از يقين به گمان رو كنند و از دانسته به ندانسته رو آورند و با گمان دوست دشمن معلوم خود شوند .
تا آنجا كه گويا هرگز آگاه بدليل عقل نشدند و ندانستند كه به گمان يقين را نبايد ترك كرد و قول خدا عز و جل را نشنيدند كه ( در آيهء 36 - سورهء الاسراء ) فرمايد :
« و دنبال مرو آنچه را بدان علم ندارى و ندانى زيرا گوش و ديده و دل همه مسئوليت دارند » .
و قول خدا را كه ( در آيهء 86 - سورهء الزخرف ) فرمايد : « جز كسانى كه گواهند به حق و درستى و آنان ميدانند » .
و قول پيغمبر ( ص ) را كه : برگردانيد ندانستهها را به سنت و بر شما باد بدان چه مورد اتفاق است كه شكستى در آن نيست .
آيا بينى كه عكس آن را روا دارند كه از دوستى و موالات كسى كه ايمانش بدليل روشن ثابت است و اخلاص او به حق و يقين محرز است روگردانى بدشمنى با او به مجرد گمان و تقربجوئى به خدا به لعن او و بيزارى از او به يك خبرى كه سبب يقين نباشد يا اينكه ميان اين دو جا فرقى وجود دارد ؟ و از عجيب امرشان اينست كه : نگرانند از نكوهش عايشه و بيزارى از او
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 314
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٣١٤