تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
و اگر آن مردم انديشه كردند و از خدا عز و جل ميترسيدند نكوهش را بسزاوار آن متوجه ميكردند و ستودن را بسزاوارش و اولياء خدا را دوستدار ميشدند و دشمنان خدا را دشمن ميداشتند و پيروى ميكردند از قرآن خدا آنجا كه خدا سبحانه فرموده ( در آيهء 22 - سورهء المجادله ) : « نيابى مردمى را كه ايمان دارند به خدا و بروز جزا كه دوستى كنند با كسانى كه ستيزه كردند با خدا و رسولش گر چه پدرانشان باشند يا پسرانشان يا برادرانشان يا تيره و تبارشان » . و از كار عجيبشان اينكه گويند : واجب است احترام رسول خدا را در بارهء همسر او رعايت كرد و آبروى او را نگهداشت و واجب ندانند آن را در بارهء فاطمه عليها سلام دختر آن حضرت ، و آشكار به كسى كه ستم كرده به عايشه لعنت كنند و تاب نيارند شنيدن لعنت به ستمكار بر فاطمه را و اين نزد خردمندان قصوريست كه نباشد نهان و دليل است بر كينه‌هاى دلشان كه بس است براى اهل ايمان . و از عجيب امرشان اينكه دعوى دارند پيغمبر ( ص ) فرموده : اصحاب من چون اخترانند بهر كدام پيرو شويد هدايت يابيد و اين حديث را دليل آرند بر برترى آنان و اعتماد بدانان در درست شمردن همهء آنان با اينكه ميدانند كار اختلاف ميان آنان تا آنجا كشيد كه جدائى روشنى ميان آنها پديد شد در امور دنيا و دين و بدان جا رسيد كه به روى هم شمشير كشيدند و خواستار خون هم شدند و آن را حلال دانستند و چگونه اين درست است كه بهر كدام پيرو شويد در راه هدايت رفته باشيد با اين راهى كه آنان در پيش گرفتند و آيا از اين خبر جز اين فهميده شود كه هدايت و راه حق در ميان مجموع آنان باشد نه با هر يك از آنان ؟ و از عجيب امرشان اينكه : واجب است خوددارى از بد كردارى صحابه با اينكه ميدانند خود آنها از بدگوئى يك ديگر خوددار نبودند و بدگوئى ميان آنها از سر حد ذم و خرده‌گيرى به بيزارى و لعن و شمشير كشى و كشتار رسيدند . و از عجيب امر معتزله و تناقض گوئى آنها اينكه : قبول همكارى برخى بزرگان شيعه را در صدر اول اسلام از طرف عمر بن خطاب بحسب ظاهر دليل آورند كه