بجاى كاغذ ) برايم بياوريد تا براى شما نوشتهاى بنويسم كه هرگز پس از من گمراه نشويد » .
و انجام ندادند و يكيشان گفت ( عمر بن خطاب ) : او را به خود گذاريد كه او هذيان ميگويد و ديگران هم گفتهء او را انكار نكردند . اين همه با اينست كه اظهار مسلمانى داشتند و خود را اصحاب خاص پيغمبر ( ص ) ميپنداشتند و آيات و معجزات او را ديده بودند و عذرى نداشتند .
اكنون بنگر كه كدام از ما دو طائفه ( شيعه و سنى ) سزاوارتر است كه مورد تعجب باشد از طرف ديگرى كسى كه بچنين اصحاب بىوفا نسبت دهد آنچه شايسته به كارهاى آنانست . يا كسى كه آنان را از مقامات پيغمبران بالاتر برد يا اينكه حالات آنان چنين بوده است ؟
و آن معتزلى خاموش شد و بانديشه رفت كه گويا آن شيعه سنگى بدهانش انداخته .
و از كار عجيب و جهل آشكارشان اينكه چون بدليل معارض عقائد خود ايمان آرند و دليل مناقض آن نپايند بر مركب بهتان سوار شوند و به كلى مهار را رها نمايند و بميدان هذيان روانه گردند و در بارهء پيشوايان خود هر دروغى را نشر كنند و از گفتهء راويان خود هر بافتهء ناروائى را بميان كشند و وقت را بذكر امورى كه محال باشند اشغال كنند و زمان را بنصرت گمراهى پر كنند و عمدهء ديندارى را همان دوستى غاصبان گنهكار سازند و اساس مسلمانى را دوستى مردم ستمكار .
و زبانهاى تيز دارند و چشمان اشك ريز و چهرهاى فسرده و دلهاى فرمانبرده تا چون بينائى در انجمن آيد و خطاهاى آنان را آشكار سازد و استادى با ديد شود و ناهنجار گوئى آنان را روشن كند و عارف و شناسائى كه گمراهى سروران آنها را فاش سازد و دانشمندى كه تصريح كند بلغزشهاى امامانشان گويند : پرده بردارى از اين اسرار لازم نيست و شنيدن و نپوشيدن آنها حرام است و درگير شدن بامور ديگر واجبتر است خدا ما را وادار نكرده به ياد آورى احوال كسانى كه رفتهاند و آگهى از اخبار آنان مشكل
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 311
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٣١١