و چيز عجيب ديگر آنان اينست كه : چون براى بوجود آمدن امام انتخاب خود را سبب دانند روا دارند كه امر امت دچار اهمال و فترت شود تا يك پيشوا انتخاب شود و اگر اهل چند شهر چند امام اختيار كردند بايد امور متوقف بماند تا معلوم شود كداميك بهترند و او را مقدم دارند و امامت ديگران را ابطال كنند و او را ساقط نمايند و اگر در يك حال براى همه عقد امامت شده و انتخاب آنان در يك زمان بوده امامت همه باطل است و بايد تجديد انتخاب شود .
و روا دانستند كه در اين فترت مردم بىامام باشند كه بسا بدرازا كشد و كار امت پريشان گردد و ضايع شود و امورى پديد آيد كه مدبرى نداشته باشند و زيانهاى عمومى پديد گردند كه كسى نباشد آنها را اصلاح كند و جلوگير شود .
و بدانها بايد گفت : چرا اصحاب سقيفه خوددارى نكردند از شتاب براى انتخاب امام و تنها بدان پيشى گرفتند براى انتخاب پيشوا و دست نگه نداشتند تا بنى هاشم ( خاندان خود پيغمبر ) از آماده كردن آن حضرت ( ص ) و به خاك سپردن او و انجام حق واجب او فراغت يابند تا چون اين امور انجام شد آنان هم در عقد امامت حاضر باشند و در رأى براى امام شركت كنند و با آنها در اين كار همراه باشند زيرا اگر سزاوارتر به اين امر امامت نبودند با آنها در حق انتخاب شريك بودند و به كمتر وجهى هم كه بود بهرهاى از آن داشتند .
و در پاسخ گويند : اين شتابزدگى بانتخاب امام براى اين بود كه ميترسيدند از دست برود و از تأخيرش زيانى پديدار شود با اينكه همه كس ميداند كه در اين وقت ضرورتى براى اين شتابزدگى در ميان نبود و اگر آنها بدين كار شتاب نداشتند اختلاف
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 271
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٢٧١