فصل سوم اغلاط مخالفان در باب انتخاب پيشوا بطور كلى
و از شگفتيهاى كار و بارشان اينست كه : اعتراف دارند رسول خدا ( ص ) مهربان بر امتش بود و دلسوز بمعتقدان شريعتش و كوشا در بارهء مصالح آنان و حريص بر جلب منافع بر ايشان ، اين مهرورزى بغايت بود و هيچ از آن كوتاهى نميكرد و خدا هم در قرآن خود حضرتش را بدان وصف كرده و ( در آيهء 138 سورهء التوبه ) فرموده پناه بر خدا از شيطان رجيم : « البته كه آمد براى شما از خودتان فرستادهاى كه ناگوار است بر او رنج كشيدن شما ، حريص است بر شما ، بمؤمنان دلسوز و مهربانست » .
وانگه پندارند با اين حال از دنيا درگذشت و براى امتش پيشوا نگماشت و سرور و امامى جانشين خود نساخت و اختيار امام را بخودشان وانهاد با اينكه ميدانست اختيار آنها در صحت و واقعبينى به اختيار حضرت او نرسد و رأيشان برأى او نپيوندد زيرا در مصالح آنان از خودشان بيناتر بود و بعواقب كار داناتر و شناساتر به كسى كه كار آنان بوجود او منظم ميشد و اموراتشان را بهسازى ميكرد و آن حضرت را نسبت دهند باينكه آنان را از انتخاب خود كه مقرون بصواب بود محروم كرد و اكتفاء كرد بانتخاب خود امت كه از فساد و تباهى ايمن نبود با اينكه خداوندش از اين وضع بر كنار داشته و از آنچه اهل ضلالت گويند برتر نموده .
امر شگفتآور ديگرشان اينكه : اعتراف دارند پيغمبر اسلام ( ص ) هيچ گاه