آشكار كرده و اتفاقى در بارهء آنها وجود ندارد .
همه ميدانند كه آن حضرت حجة الوداع را انجام داد و با اعلام آن در برابر همگان با عمل خود به همه آموخت و اتفاقى ندارند در بارهء شرح حج آن حضرت ( ص ) و يك ديگر را باور ندارند در كيفيت كردارش .
برخى گويند : حج افراد گزارده و برخى گويند : حج قرآن بوده است و برخى گويند : حج تمتع انجام داده است . « 1 » در حضور همه دست دزد را بريده و به چشم خود ديدند كه چه كرده با اينكه تصريح كرده به حكم قطع يد بطورى كه قانعكننده بوده و با اين حال در اندازهاى كه از دست بايد بريده شود هم قول نيستند .
برخى گويند : بايد از بيخ انگشتان بريد و كف دست بجا ماند .
برخى گويند : بايد از مچ دست بريد و برخى گويند : از مرفق بريده شود و از قولى هم روايت است كه از شانه بريده شود .
و اختلافات ديگرى هم در امور مشهوره وجود دارد كه شرح آن طولانيست
هامش
( 1 ) حج قرآن آنست كه در ميقات نيت حج كند و احرام براى حج بندد و قربانى با خود بردارد و به مكه برد و چون به مكه رسد نمىتواند از احرام خارج گردد و بايد در احرام بماند تا پس از انجام اعمال حج در روز دهم ذيحجه كه عيد قربانست قربانى خود را بكشد و اعمال روز عيد را بجا آورد و از احرام خارج شود .
و حج تمتع آنكه از ميقات به قصد حج تمتع احرام بندد و اين وظيفهء كسانيست كه 45 ميل ( برابر 15 فرسخ ) دور از مكه وطن دارند مانند اهل مدينه و پيغمبر ( ص ) در حجة الوداع از مسجد شجره كه ميقات اهل مدينه مقرر شده محرم شد به حج و در حدود صد شتر قربانى با خود بسوى مكه راند و چون به مكه رسيد فرمان تمتع آمد و به كسانى كه قربانى با خود نياورده بودند دستور داد تا اعمال عمره بجا آورند و تقصير كنند و از احرام بدر آيند و دوباره در روز 8 ذيحجه احرام حج بندند . ( مترجم )