سپس امت در آنها اختلاف دارند و يك قول نيستند .
از آن جمله است وضوء كه كيفيت آن را بدانها شناساند و بيانش كرد و بارها در حضور آنها انجامش داد و آن را روشن كرد و آن بر همه واجب بود و پيوسته در كار بود و مكرر ميشد و در بارهء آن يك قول نيستند و يك ديگر را در بارهء روايت آن تصديق ندارند .
برخى گوشها را هم مسح كنند و برخى منكر آنند و آن را بدعت شمارند .
برخى پارهاى از سر را مسح كنند و برخى تمام سر را .
برخى پاها را مسح كنند و شستن آنها را روا ندارند و برخى شستن آنها را واجب دانند .
برخى مسح بر روى موزه را روا دارند و برخى منكر آنند و آن را گمراهى خوانند .
و همهء آنان كردار و گفتار خود را برسول خدا ( ص ) نسبت دهند .
و از آن جمله است اذان كه با همهء شهرتش ميان مردمان و شنودن آن در هر شبانه روز پنج بار كه ميان آنها جار زنند و آنان در بارهء آن و در بارهء اقامه اختلاف بىپايان دارند در بيشى و كمى فصول آن و يك ديگر را در بارهء كم و بيش آن بدعت گذار شمارند .
و از آن جمله است احكام نماز كه بطور كلى و جزئى نص در بارهء آن صادر كرده و با گفتار و كردارش بدانها آموخته كه چگونه است و نماز را در حضر و در سفر با آنها خوانده و باز هم مورد اتفاق آنها نشده .
برخى گويند : دستهاى خود را با هر تكبير بالا برده و ديگران گفتند بالا بردن دست در همان تكبير افتتاح و شروع به نماز بوده .
برخى گويند : «
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
» را بلند ميخوانده و ديگران گويند :
بلند نميخوانده .
مردمى گويند : بر ميت براى نمازش چهار تكبير ميگفته و مردمى گويند :
پنج تكبير ميگفته و عبادات ديگر هم هست كه نص در بارهء آنها صادر كرده و امر آنها را