و ما از اين پيش گفتيم كه : علتهاى اهل قياس براى احكام صرف ظن و گمانست و مصلحت مكلف را اثبات نكنند و علم بمراد خدا از آنها حاصل نشود و اگر فرض كنيم مىشود بندهها بقياس و عمل بدان مكلف شوند در احكام شرع چارهاى نيست از اينكه دليل شرعى قطعى داشته باشد از قرآن مجيد يا اخبار درست با اينكه دليلى بر جواز عمل بقياس وجود ندارد و دليلى است بر اينكه خدا تعالى خلق خود را بدان مكلف نكرده .
گفت : ما هم آيهء قرآن داريم و هم اخبار درست .
خدا عز و جل ( در آيهء 2 سورهء الحشر ) فرموده است : « پس عبرت بگيريد اى صاحبان بصيرت و بينائى و ديدهها » و در اين آيه عبرت پذيرى را واجب كرده و مقصود همان استدلال بقياس است .
و باز فرموده ( در آيهء 95 سورهء المائده ) : « پس سزاى آن و كفارهء آن مانند همانست كه كشته از چهارپايان كه قضاوت كند بدان دو عادل از شماها » و همانندى كفاره را به حكم قياس لازم دانسته .
اين آيه براى حجت بودن قياس ، و اما روايت : 148 - از پيغمبر ( ص ) روايت است كه : چون معاذ را به سوى يمن فرستاد
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٢٢٧