قضاء نمازش كه در حال حيض نبايد بخواند و آن را ترك كند ساقط است با اينكه تأكيد در امر نماز از روزه بيشتر است .
3 - در زكات از چهل گوسفند بايد يكى زكات داد ولى در دو چهل كه هشتاد است دو گوسفند واجب نشده بلكه در صد و بيست گوسفند دو تا واجب شده و اين بر خلاف قياس است .
4 - از اينكه دو حيوان بىزبان را بهم اندازيم و كيش بدهيم نهى كرده ما را ، ولى براى ما مباح كرده كه جانورى را براى شكار بجان جانور ناتوانتر از او رها كنيم ( چون سگ بر آهو يا باز شكارى بر كبوتر ) .
5 - مرد ميتواند با كنيز مملوكهء خود همبستر شود و با او نزديكى كند ولى زن نميتواند خود را در اختيار بندهء مملوك خود گذارد .
6 - حد را بر كسى كه ديگرى را متهم بزنا كند لازم كرده و از كسى كه مسلمانى را متهم بكفر كند ساقط كرده با اينكه تهمت كفر بزرگتر است از تهمت به زنا .
7 - قاتل را به گواهى دو مرد محكوم بقصاص كرده و تازيانه زدن به متهم به زنا را با گواهى دو مرد لازم ندانسته و بايد چهار مرد گواهى دهند . « 1 » همهء اين موارد بر خلاف قاعدهء قياسند و از قول ربيعة بن عبد الرحمن گفتهاند كه او گفته : من از سعيد بن مسيب پرسيدم : بريدن يك انگشت زن چند ديه دارد ؟
گفت : ده شتر گفتم : ديهء دو انگشت ؟ گفت : بيست شتر ، گفتم : در سه انگشت ديه چند است ؟ گفت : سى شتر ، گفتم : در چهار انگشت ؟ گفت : بيست شتر .
گفتم : چون زخمش بزرگتر و آسيبش سختتر شد ديهاش كمتر شد ؟
سعيد گفت : تو عرب بيابانى هستى ؟
گفتم : من دانشمندى پا بر جايم يا نادانى دانش آموز ، گفت : برادرزاده سنت پيغمبر ( ص ) همين است . و مانند اين احكام كه اگر خواهم تا پايان برسانم گفتگو
هامش
( 1 ) و علاوه از آنكه دو عادل در اثبات زنا كافى نيست اگر بدان گواهى دهند حد قذف دارند كه 80 تازيانه است .