گفت : آيا اين دو نوع قياس با هم توافق دارند يا اختلاف دارند ؟
گفتم : بايد كه از نظر كلى با هم موافق باشند و همانند باشند ، گفت : حقيقت آن چيست ؟ « 1 » گفتم : قياس اثبات حكم مقيس عليه است در آنچه با او سنجيده شده و آن را مقيس گويند . اينست تعريف قياس بطور كلى و براى آن شرائطى باشد كه از آن ناچار است ، و چيزى به چيزى قياس نشود مگر با وجود علت مشتركى ميان آنها كه آن را جامع گويند . گفت : چون آن حد فراگير هر دو نوع قياس است در اين صورت فرقى نباشد ميان قياسى كه تو آن را روا و درست دانستى و قياسى كه آن را نادرست و محال شمردى .
گفتم : ميان آن دو چند فرق است و گر چه تعريف شامل هر دو است .
گفت : آن فرقها و امتيازها چيستند ؟
گفتم : 1 - علت قياس در امور عقليه علت تامه است و مؤثر است در اثبات
هامش
( 1 ) قياس در زبان اهل منطق تأليف ميان دو قضيه است كه قضيهء سومى از آن بدست آيد و آن را نتيجه خوانند و اقسام آن حمليهء اقترانى و حمليهء شرطيه و قياس خلف باشد با شرائطى كه در منطق ذكر شده .
و اما استنباط حكم يك جزئى را بواسطهء ثبوت آن در جزئى ديگر براى وجه مشتركى كه با هم دارند و آن را علت حكم خوانند در زبان اهل منطق تمثيل گفته شده كه مناسبت آن روشن است و بمعنى مانند كردن چيزى است به چيزى در اثبات وجه مشترك و در زبان اهل ادب آن را تشبيه و استعاره خوانند و همين تمثيل منطقى در زبان علماى اصول و فقه قياس گفته شده و مقصود سنجيدن موضوعى است با موضوع ديگر در اثبات حكمى كه براى آن ثابت شده چنانچه گفته شود شراب خرما در حكم شراب انگور است و حرام است براى آنكه هر دو مستكنندهاند و اين هم داراى بحث مفصلى است از نظر اينكه علت مشتركه چگونه بدست آيد و شرح آن در كتب منطق و اصول فقه است .
( مترجم )