نبود گمان ميرفت شكوه و بيتابى با آن باشد .
اديبان عربى گفتند : صبر در اينجا مرفوع آمده چون معنا اينست كه فشأنى صبر جميل : كار من صبر جميل است و آنچه عقيده دارم صبر جميل است و اين شعر عربى را خواندند :
شكا الى جملى طول السرى * يا جملى ليس الى المشتكا
صبر جميل فكلانا مبتلى
شكوه كرد به من شترم شب روى دراز را * اى شترم شكايت به من روا نيست صبر جميل بايد كه ما هر دو گرفتاريم معنا اينست كه بايد از ما صبر جميل باشد .
روايت شده كه در قرائت ابى « فصبرا جميلا » به نصب آمده بر سبيل اغراء و تشويق و معنا اينست كه :
فاصبرى يا نفس صبرا جميلا : اى نفس شكيبا باش به شكيبائى شايستهاى ذو الرمه گفته :
الا انما مى فصبر ! بلية * و قد يبتلى الحر الكريم فيصبر
آگاه باش اى مى همانا بايد صبر كرد و بلا كشيد * و گاهى گرفتار مىشود كريم و صبر مىكند در تفسير يك خبر :
اگر كسى پرسد : چه معنا دارد خبرى كه از پيغمبر ( ص ) روايت شده كه : خدا تعالى آدم را به صورت خود آفريده آيا ظاهر اين خبر مانند بودن خدا بخلق خود نيست و اگر ظاهرش مقصود نيست تفسيرش چيست ؟
پاسخ : يك جواب اينكه ضمير برگردد به خدا سبحانه و مقصود اينست كه :
خدا آدم را به صورتى كه خواست او بود آفريد و بسا كه چيزى را به مختار و خواست آن اضافه كنند .
و ديگر اينكه ضمير به خود آدم برگردد و مقصود اينست كه خدا آدم را به همان