كه او را در غزوهء تبوك بجا گذاشته و با خود نبرده ؟
3 - اينكه به تو گويند : اگر عموم منزله هم ثابت شود از كجاى آن درآورى كه نص بامامت و وجوب خلافت امير مؤمنان ( ع ) است ؟
4 - به تو گويند : چون خلافت از پيغمبر هم بدان ثابت شود چه دليلى است كه بعد از پيغمبر مستحق آن باشد و چه انكارى داريد كه مقصود همان خلافت از او باشد در زمان زندگى پيغمبر ( ص ) چنانچه هارون هم خليفهء موسى بود در زمان زندگى موسى نه پس از او ؟
5 - به تو گويند : اگر خلافت پس از پيغمبر ( ص ) هم بدان ثابت شود چه دليلى است كه مقصود از آن فورى و بلا فصل باشد و بدنبال او باشد نه بطور تراخى و بىفاصله و خليفهء پس از عثمان باشد ؟ پاسخ پرسش يكم اينست كه : دليل بر صحت اين خبر به خودى خود همان دليل بر صحت خبر غدير است چون در ظهور و انتشار بمانند آنست و شيعه آن را بطور متواتر نقل كردند و عذرى بر جا نماند و بيشتر محدثان عامه هم در كتب صحيح خود آن را آوردند با سند و همه و همه آن را پذيرفتند چه شيعه كه آن را دليل بر امامت گرفتند و چه سنى كه آن را تأويل كردهاند و هيچ كدام منكر آن نشدند ، بعلاوه امير مؤمنان ( ع ) در روز شوراى خلافت و در موارد ديگر بدان استدلال كرده و هيچ كدام از شنوندهها منكر آن نشدند چنانچه در بارهء خبر غدير گذشت و نيازى ببازگوئى آن نيست و آن خودش روشنتر دليل است بر ثبوت و صحت اين خبر .
و پاسخ از پرسش دوم و دليل بر اينكه مقصود از قول پيغمبر ( ص ) كه تو از من بمنزلهء هارونى از موسى همهء مقامات و منازل هارون را نسبت بموسى شامل است و اگر چه لفظ مفرد است جز آنچه را كه عرف و لفظ خود پيغمبر ( ص ) اخراج كرده براى آنكه ناظران در اين خبر دو دسته بيش نيستند :
يك دسته گويند : مقصود از آن يك منزله است بطور تحقيق و مدعى شدند كه سبب اين گفتهء پيغمبر همان داستان روز تبوك است و اين دسته اندك باشند .
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص١٧٨