محور اول : تعداد « مطالب » به تعداد « انواع طلب » است . موادّ اين بخش از فصل اول مقالهى دوّم انولوطيقا الاواخر اخذ شده است .
محور دوّم : طلب يك چيز ، يعنى مورد جستجو قرار دادن آن از اين جهت كه آن علت دارد يا ندارد و اگر دارد ، آن علت چيست ؟ و علّت همواره حدّ اوسط است . موادّ اين بخش از فصل 2 مقالهى دوّم انولوطيقا الاواخر گرفته شده است .
محور سوّم : فرق بين حدّ و برهان . مأخوذ از فصل 3 از مقالهى دوّم انولوطيقا الاواخر .
( 519 ) - يعنى انواع « مطالب » به تعداد انواع « معلومات » ما دربارهى اشياء است . مىتوان گفت كه بحث « مطالب » پل ارتباطى است بين مباحث كتاب « برهان » و مباحث كتاب « حد » .
( 520 ) - به عقيدهى ابن سينا تعداد « مطالب » چهار است : ( 1 ) مطلب « هل بسيط » ، ( 2 ) مطلب « هل مركّب » ، ( 3 ) مطلب « لم » و ( 4 ) مطلب « ما » .
در دانشنامهى علائى ( حجة الحقّ ابو على سينا ، احمد خراسانى ، دانشنامهى علائى ، كتابفروشى فارابى ، تهران ، 1360 ، صص : 63 و 64 . تغيير رسم الخط و نقطهگذارى از من است ) مىنويسد :
« مطلبهاى علمى همه چهارگونه است : يكى « هل » ، و آن از هستى و نيستى پرسد ؛ و ديگر « ما » ، و آن از چه چيزى پرسد ؛ و سوّم مطلب « اى » ، و آن از كدامى پرسد ؛ و چهارم مطلب « لم » و آن از سبب پرسد . »
و امّا « چند » و « چگونه » و « كى » و « كجا » اندر مطلبهاى علمها نيفتند .
و مطلب « هل » دوگونه است : يكى كه پرسى كه فلان چيز هست ؟ ؛ و ديگر آنكه پرسى كه فلان چيز چنين است ؟
مطلب « ما » دوگونه است : « يكى آن است كه گوئى : چه بود معنى لفظ تو ؟ مثلا ، كسى گويد : « مثلّث » ؛ تو گوئى : چه بود معنى مثلّث ؟ و چه مىخواهى به مثلّث ؟ و ديگر آن است كه گوئى : چه بود خود مثلّث به نفس خويش ؟
و مطلب پيشين از « ما » پيشتر از « هل » است ؛ كه نخست بايد كه بدانى كه چه مىگويد ؟ تا آنگاه مشغول شوى به آنكه هست يا نيست . و مطلب « ما » ديگر ، از سپس « هل » است ؛ كه تا ندانسته باشى كه هست ، نگوئى كه چه چيز است ؟ و جواب مطلب « ما » تفسير نام بود ، يا حدّ ذات .
امّا مطلب « اى » يا از فصل پرسد يا از خاصّه .
و امّا مطلب « لم » دوگونه است : « يكى ، كه چرا گفتى ؟ و ديگر ، كه چرا هست ؟ و مطلب « هل » و مطلب « لم » از قبيل تصديقاند و مطلب « ما » و « اى » از قبيل تصوّراند . »
اين است تمام آنچه در اين خصوص در دانشنامهى علائى نوشته است . در ميان اين سخنان فقط دوگونگى مطلب « ما » تفسير مىطلبد ؛ بقيه ، خود روشن است . مطلب « ما » دوگونه است : ( 1 ) « ما شارحه » و ( 2 ) « ما حقيقيّه » . « ما شارحه » از معنى لفظ مىپرسد ، قبل از آنكه وجود شىء محقّق باشد ؛ و « ما حقيقيّه » از ماهيّت شىء مىپرسد ، بعد از آنكه وجود شىء محقّق باشد . وقتى گفته مىشود : « ما المثلث ؟ » ، اين پرسش اگر وجود مثلث محقّق باشد ، پرسش « ما حقيقيّه » است ، ولى اگر وجود مثلث محقّق نباشد ، پرسش « ما شارحه » است . پاسخ « ما شارحه » معنى لفظ است ، در حالىكه پاسخ « ما حقيقيّه » حدّ و تعريف ماهيّت شىء است . « ما حقيقيّه » ، به عبارت ديگر ، همان « ما شارحه » است كه بعد
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 610
مساهمون: أبو علي سينا
ص٦١٠