تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
للمطبوعات ، بيروت ، الطبقة الخامسة ، 1986 ، ص : 125 ) . نيز - يادداشت شماره‌ى 511 و متن مربوط به آن . ( 506 ) - اگر الف ب باشد ما اعتقاد داشته باشيم كه الف ب نيست ، اين اعتقاد ، جهل ناميده مىشود ؛ اين نوع جهل ، ضدّ علم است و با علم مشاركت ندارد . ( 507 ) - اگر اعتقاد داشته باشيم كه ممكن است الف ب نباشد ، اين دو صورت دارد : ( 1 ) شأن « الف » اين است كه حتما « ب » را داشته باشد و ( 2 ) شأن « الف » اين است كه « ب » را نداشته باشد . هركدام از اين دو صورت باشد ، اعتقاد ما ، مبنى بر اين‌كه : « ممكن است الف ب نباشد » ، ظنّ ناميده مىشود . امّا در صورت اول ، ظنّ ما ظنّ صادقى است كه با جهل متضادّ آميخته است ، زيرا شأن « الف » اين است كه « ب » را حتما داشته باشد . ( 508 ) - اگر : ( 1 ) الف ب باشد ، و ( 2 ) شأن الف اين باشد كه ب را نداشته باشد و ( 3 ) نداشتن ب براى الف ، فى نفسه يا در وقتى از اوقات جايز باشد ، هرچند از نظر وجود و عالم خارج غالبا ب را داشته باشد ؛ و ما به ( 1 ) و ( 2 ) اعتقاد داشته باشيم ؛ اين اعتقاد ، علم محسوب مىشود نه ظنّ . ( 509 ) - « به‌حسب سنجش آن با وجود » ، يعنى : به‌حسب سنجش آن با نفس الامر و عالم خارج . ( 510 ) - يعنى در خصوص ظن دو ملاحظه مىتوان داشت ( و البته اين دو ملاحظه را مىتوان درباره‌ى هر اعتقاد ديگر نيز داشت ) : ( 1 ) ملاحظه‌اى در ارتباط با فاعل شناسايى و ( 2 ) ملاحظه‌اى در ارتباط با متعلّق شناسايى . از جهت ملاحظه‌ى ( 2 ) ثبوت محمول بر موضوع در نفس الامر ، ضرورى نيست و امكانى است ؛ به همين‌سان از جهت ملاحظه‌ى ( 1 ) اعتقاد ما در خصوص امر مظنون ضرورتا صادق نيست ، بلكه ممكن است صادق باشد و ممكن است كاذب باشد . ( 511 ) - براى اين قسم از ظنّ - يادداشت شماره‌ى 505 و متن مربوط به آن . ( 512 ) - صورت اوّل در يادداشت شماره‌ى 507 پيش از اين . ( 513 ) - يعنى شخص اعتقاد داشته باشد كه : ( 1 ) الف ب است ، و همين شخص كذب اعتقاد خود را جايز بداند ، يعنى : ( 2 ) ممكن است الف ب نباشد . اين نوع اعتقاد ، ظنّ صادق آميخته با جهل بسيط است . ( 514 ) - يادداشت‌هاى 511 و 505 و متن مربوط به آن‌ها . ( 515 ) - يادداشت‌هاى 512 و 507 و متن مربوط به آن‌ها . ( 516 ) - يادداشت شماره‌ى 513 . ( 517 ) - منظور ابن سينا اين است كه اين‌طور نيست كه اگر حدّ اوسطى نتيجه‌ى ضرورى و يقينى توليد نكند ، حتما بايد نتيجه‌ى ممتنع توليد كند ، زيرا چه‌بسا چنين حدّ اوسطى نتيجه‌ى واجب توليد كند . ( 518 ) - استاد عفيفى در مقدمه‌ى خود بر « برهان » ( - صفحه‌ى 41 ) خاطرنشان كرده است كه اين فصل در هيچ يك از نسخه‌هاى خطّى عنوان ندارد . در اين فصل ، ابن سينا ، در سه محور بحث كرده است :