مقالهى سوّم برهان شفاء ) .
( 498 ) - يعنى جانب موضوع ، يا جانب محمول .
( 499 ) - مبادى قسم دوّم ، يعنى مبادىاى كه يا به همراه موضوعات وضع مىشوند ، و يا با موضوعات علم مساوىاند ، بايد مبادى خاصّ باشند . زيرا بنا بر مبناى ابن سينا و اتباع او ، تمايز علوم از همديگر به تمايز موضوعات آنهاست ؛ بنابراين آن دسته از مبادى كه به همراه موضوع علم وضع مىشوند و يا با موضوع علم مساوىاند ، قطعا بايد به آن علم - كه به همراه موضوع آن وضع شده ، يا با موضوع آن علم مساوىاند - مختصّ باشند ؛ مگر آنكه دو علم مفروض از نظر جنس ، يعنى : از نظر موضوع ، متناسب و مشترك باشند .
( 500 ) - مثل مبادى علم هندسه ؛ اين مبادى اولا و بالذّات مبادى علم هندسهاند . امّا چون علم مناظر تحت علم هندسه است ، بنابراين ، مبادى علم هندسه ، به نحو ثانيا و بالعرض ، مبادى علم مناظر نيز مىباشند .
( 501 ) - زيرا در استدلالهاى هر علم ، موضوع مقدّمهى صغرى فردى از افراد موضوع كلّى علم است ؛ و از آنجا كه موضوعات علوم از هم متمايزاند ، پس صغريات استدلالهاى علوم نيز بايد از هم متمايز باشند .
فقط كبريات استدلالهاى علوم مختلف مىتوانند طبق ضوابط مطرح شده گاهى باهم اشتراك داشته باشند .
( 502 ) - همانطور كه از عنوان اين فصل - كه فصل نهم و آخر مقالهى سوّم برهان شفاء است - برمىآيد ، ابن سينا در اين فصل در دو محور اصلى بحث كرده است :
محور اوّل : در اين بخش ، ابن سينا ، به تبع ارسطو ( - انولوطيقا الاواخر ، مقالهى اوّل ، فصل 33 ) دربارهى « علم » و « ظنّ » و اشتراك و تباين آنها سخن گفته است . ابن سينا در اين بخش به كلمات ارسطو قناعت نكرده و در شرح انواع عقايدى كه علم يا ظن محسوب مىشوند سخن رانده است ؛ همچنين در خصوص ظن صادق و ظن كاذب و جهل بسيط و جهل مركّب نيز مطالب سودمندى از قلم ابن سينا ، در اين بخش ، جارى شده است .
محور دوّم : در اين بخش ، معانى ذهن ، فهم ، حدس ، ذكاء ، و صناعت و حكمت مورد بحث قرار گرفته است ؛ اين مطالب عينا در فصل 34 از مقالهى اول انولوطيقا الاواخر آمدهاند .
( 503 ) - منظور اين است كه اگر گزارهاى خودبهخود بيّن نباشد ، زوال آن ممكن است مگر از حدّ اوسط و قياسى ناشى شود كه خودبهخود بيّن است .
( 504 ) - پس در اينجا منظور از علم ، علم تصديقى يقينى اكتسابى است .
( 505 ) - در مقابل علم يقينى اكتسابى ، علم يقينى ديگرى وجود دارد كه مىتوان گفت اكتسابى نيست . گاهى در مقابل علم يقينى اكتسابى ، علم يقينى غير اكتسابى حضورى قرار دارد ؛ در اينجا مقصود ابن سينا علم يقينى غير اكتسابى حضورى نيست . مقصود وى اين است كه مثلا اعتقاد داشته باشيم كه ( 1 ) الف ب است و ( 2 ) محال است الف ب نباشد ؛ لكن زوال اين اعتقاد ، بر خلاف يقين اكتسابى ، امكان داشته باشد ، زيرا اين اعتقاد از مجارى منطقى مناسب اخذ نشده است . پس منظور من از « غير اكتسابى » در اينجا « اكتساب از غير مجارى منطقى مناسب » است . شهيد سيد محمد باقر صدر اين نوع يقين را كه از مجارى منطقى مناسب اخذ نشده ، « يقين ذاتى » مىنامد ( - الاسس المنطقية للاستقراء ، دار التعارف
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 608
مساهمون: أبو علي سينا
ص٦٠٨