آيا « ب » نيز محمول بدون واسطهاى دارد ؟ و اگر آرى ، آيا محمول « ب » نيز محمول بىواسطهاى دارد ؟ و اگر آرى ، آيا . . . و اساسا اين سلسله حدّ يقف دارد يا ندارد ؟ و آيا مىتواند حدّ يقف نداشته باشد ؟ اين بود بحث و پرسشى كه در پاراگراف قبلى مطرح شد .
در اين پاراگراف ، برعكس ، سخن بر سر موضوعات است . فرض مىكنيم « ب » ذاتا شأنيت موضوع واقع شدن را نداشته باشد ، امّا ، خود ، محمول بدون واسطهى « ط » باشد ؛ و « ط » محمول بدون واسطهى « ج » ، و « ج » محمول بدون واسطهى « د » باشد :
آيا « د » نيز بدون واسطه به موضوع ديگرى حمل مىشود و دائما هر موضوعى بدون واسطه به موضوع ديگر حمل مىشود ، يا اين سلسلهى موضوعات حدّ يقف بايد داشته باشد ؟
( 430 ) - خلاصهى مطالب اين فصل تا اينجا اين است كه آيا براى اثبات يك قضيّه - خواه قضيّهى موجبه ، خواه قضيّه سالبه - براهين نامتناهى لازم است ، يا نه ، براهين اثبات هر قضيّهاى بايد متناهى باشد ؟ بدون ترديد ، اگر به اين سؤال پاسخ مثبت داده شود ، معنى آن اين است كه هيچ قضيّهى بديهى وجود ندارد و براى هر قضيهاى بايد برهان آورد . و اگر به اين سؤال پاسخ منفى داده شود ، به اين معنى است ، كه همه چيز برهان ندارد و بعضى از تصديقات ما خودبهخود بديهىاند . پس اصل مسألهاى كه در اينجا مطرح است اين است كه « چرا نظريّات بايد به بديهيات منتهى شوند ؟ » . به همين خاطر مرحوم علامه طباطبائى ( ره ) اين مطلب را در فصل سوّم از مقالهى اول « برهان » خود تحت عنوان « انتهاء تصديق نظرى به تصديق ضرورى » آورده است ( صفحهى 45 و بعد ) .
( 431 ) - مفاهيمى كه برهم منعكساند ، آن مفاهيمى هستند كه بينشان نسبت « تساوى » برقرار است ، مثل :
انسان و ناطق . در اينگونه مفاهيم ، هركدام از آنها مىتواند موضوع يا محمول واقع شود : « انسان ناطق است » ، و « ناطق انسان است » . حتى يكى از اين مفاهيم را مىتوان حدّ اوسط قرار داد و از اين طريق چيزى را بر مفهوم ديگر اثبات كرد ؛ مانند :
هر انسان ناطق است / و هر ناطق متفكّر و « كلّى ساز » است - پس هر انسان ، متفكّر و « كلّىساز » است .
( 432 ) - زيرا موضوع و محمول برهم منعكساند .
( 433 ) - خلاصهى بحث در اين پاراگراف اين است كه سخن ارسطو ، در ذيل پاراگراف 506 ، مبنى بر اينكه « حمل يكى حمل حقيقى و حمل ديگرى حمل بالعرض باشد » دو تأويل مىتواند داشته باشد : ( 1 ) موضوع و محمول متعاكس باشند ، مانند : انسان و خندهناك ؛ در اينجا گفتن اينكه : « انسان خندهناك است » حمل حقيقى و گفتن اينكه « خندهناك انسان است » حمل بالعرض است ؛ امّا در اين صورت شرطى كه دربارهى متعاكسات كرديم ، مبنى بر اينكه هيچ كدام نبايد براى موضوع بودن اولويّت داشته باشد ، در اينجا رعايت نشده است . ( 2 ) موضوع و محمول متعاكس نباشند ، مانند : انسان و حيوان ؛ كه در اين صورت حمل حيوان بر انسان ، حمل حقيقى و ذاتى است و حمل انسان بر حيوان حمل بالعرض
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 591
مساهمون: أبو علي سينا
ص٥٩١